تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
1663 / 1074 ه . با تكيه بر خاطرات خانواده زير عنوان صلوات الغريب و سلوة الأريب تأليف كرده 152 كه نسخهء منحصر به فرد آن در برلين هست . 153 علىخان پس از وفات پدر توجّه حكام حيدرآباد را از دست داد و در برهانپور به سايهء سلطان اورنگ زيب پناه برد و به شغل دبيرى پرداخت . پس از آن به ايران سفر كرد و در نجف و كربلا و كاظمين مشاهد شيعه را زيارت كرد . سپس در شيراز مقيم شد و به تدريس پرداخت و به سال 1692 / 1104 ه . ، يا سال 1708 / 1120 ه . ، در آنجا درگذشت . وى به عنوان اديب و نثر نويس ميان معاصران خود شهرتى يافت كه هنوز هم آن شهرت باقى است . و بجز رسائلى در بلاغت و شعر كه رواجى خاص يافته ، منتخباتى شعرى دارد مشتمل بر سرگذشت شاعران ، با عنوان سلافة العصر من محاسن اعيان العصر كه به سال 1671 / 1082 ه . آن را به سر برده و نسخه‌هاى خطّى آن فراوان است و قسمتى از آن نيز در قاهره چاپ شده ( 1906 / 1324 ه . ) كه چاپ آن رضايتبخش نيست . كتاب به روش قديم وابسته است و كتاب خفاجى را كه كمى پيش از او مىزيسته تكميل مىكند و منتخباتى از شاعران قرن يازدهم هجرى به ترتيب مناطق مىآورد . و اين روش كه از قرن يازدهم / پنجم ه . معمول بود ، گاه بىفايده نيست ، زيرا مطالب جغرافياى خالص نيز دارد . روش عمومى اين كتاب معلوم مىدارد كه سفرنامه نيز هدف ادبى داشته و جزو سفرنامه‌هاى علمى است كه بر سرگذشت مؤلّف تكيه دارد و گهگاه از موضوعات ادبى خالص سخن مىكند كه جالب است ، امّا نظم و ترتيب ندارد . يكى از سفرنامه‌هاى بسيار معدودى كه با جنوب عربستان و حبشه مربوط مىشود به نظر ما از لحاظ تاريخ عمومى و جغرافيا اهميت بسيار دارد . مؤلّف ، حسن بن احمد حيمى 154 كوكبانى ( متوفّى به سال 1660 / 1071 ه . ) ، 155 وابسته به خاندانى بزرگ و خود مردى دانشمند بود و امام متوكّل از ائمهء زيدى در چند كار سياسى از او كمك گرفت و وى را به حضرموت فرستاد و سپس به سال 1647 / 1057 ه . پس از بازگشت از سومين سفر حجّ 156 وى را به سوى فاسيلداس ، پادشاه حبشه ( 1632 - 1667 ) ، فرستاد كه پايتخت وى گندر بود و مىگفتند ميل دارد به اسلام بگرود . گر چه سفرنامه با مطالب خيالى درآميخته ، امّا به وسيلهء منابع پرتغالى تا حدّى تأييد شده است . 157 سفارت از قلعهء بزرگ « شهاره » در نزديك صنعا ، كه در آن هنگام اقامتگاه امام يمن بود درآمد و به بندر مخا ، بر ساحل غربى بحر احمر ، رسيد و در منطقهء قبايل دنقليها ، در دهكدهء كوچكى به نام بيلول فرود آمد و بتقريب دو ماه آنجا بود كه ضمن آن موفّق شد از عادات بدويان ، كه توجّه مسلمانى وابسته به تمدّن برتر را جلب مىتوانست كند ، اطّلاع يابد . پس از آن از راه خشكى در سرزمين قبايل قاله - كه به گفتهء مؤلّف نه فقط براى كاروانها بلكه براى مردم مقيم نيز خطرناك بودند - پيش رفتند و بار ديگر مدت چهل روز در شهرى بزرگ