تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
و متكلّفانه دارد و استشهاد از قرآن و حديث و مقامات حريرى و اشعار در آن فراوان است 143 و گهگاه از نوشته‌هاى معاصران نيز مىآورد ؛ مثلا قطعاتى از نوشته‌هاى يك دانشور دمشقى را ، به نام رمضان بن موسى بن عطيف دمشقى ( متوفّى به سال 1684 / 1095 ه . ) ، كه به شعر و تاريخ علاقه‌مند بود و در شهر خود تدريس مىكرد ، نقل كرده است . 144 گزارشى نيز از سفر طرابلس شام دارد كه به سال 1633 / 1043 ه . تدوين شده و همين اواخر نسخهء خطّى آن در برلين به دست آمده است . 145 به هر حال خيارى مطالب تازه كم ندارد . يك قطعه از گزارش سفر وى از دمشق تا رمله كه به وسيلهء توخ منتشر شده نشان مىدهد كه مطالعه كنندگان آثار كتاب مقدّس و مورّخان جنگهاى صليبى نيز از آن استفاده توانند كرد . 146 ريچارد هارتمان كه به مطالعه پيرامون راه ميان سوريه و مصر پرداخته بود ، 147 از كنجكاوى در كتاب خيارى و بسيارى از مؤلّفان ديگر ، كه از آنها سخن داشته‌ايم ، به اين نتيجهء مهم رسيده كه در آن روزگار ، يعنى حدود سال 1700 ، راه دمشق و قاهره همان راه دوران سلطنت قايتباى بوده است . 148 يكى از پسران خيارى نيز دانشمند بود و در مصر و سوريه و قسطنطنيه سفر كرد ولى كتابى از او نمىشناسيم . 149 طبعا تأثير حجاز و مكّه - به عنوان يك مركز دينى معتبر - در كار جلب جهانگردان ، از قسطنطنيه - مركز زندگى سياسى و ادارى دولت - كمتر نبود ، ولى از ميان مؤلّفات چاپ شده در اين زمينه فقط يكى از مقلّدان را ياد توانيم كرد كه با محافل شيعى نيز مربوط بود . وى بدر الدّين بن سالم بود كه لقب تابع الصّدّيق داشت ، و در حدود سال 1652 / 1062 ه . حكايت سفر يكى از شيوخ خويش را تدوين كرد كه عنوانى متكلّفانه دارد و حاكى از مضمون كتاب است ، بدين عبارت : المجاز فى حقيقة رحلة الشيخ محمد زين العابدين الصّدّيقى الى الحجاز . كتاب در قاهره چاپ شده ، بىتاريخ چاپ ، و بسيار كمياب است ، چنان كه تا كنون به طريق علمى نيز مطالعه نشده است . 150 از سفرنامه‌هاى آن روزگار كه مربوط به مناطق ديگر بجز قسطنطنيه است ، بعضى را يا از لحاظ شخصيّت مؤلّف يا اهميت قلمرو سفر ياد بايد كرد . صدر الدّين على بن احمد بن محمّد معصوم حسنى مدنى 151 نمونه‌اى جالب از وحدت فرهنگى بلاد اسلام در آن روزگار است . وى كه اصلش از مدينه بود ( به سال 1642 / 1052 ه . در آنجا تولد يافت ) ، به خاندانى از دانشوران و رجال دولت وابسته بود كه با ايران و هند و مخصوصا حيدر آباد پيوستگى داشت . پدرش ، در نتيجهء دسايس دولتى ، هند را ترك كرد و به مدينه رفت ، ولى به سال 1644 / 1054 ه . به هند بازگشت و دوازده سال بعد يعنى به سال 1655 - 1658 / 1066 - 1069 ه . ، پس از اصرار فراوان ، خانواده‌اش نيز به دو پيوستند . اين سفر اخير - كه بكندى و از راه ايران انجام شد - از مكّه بود به گلكنده در هند ، كه سيد على خان گزارش آن را به سال