تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
فراوانى كه پدرش از آنجا برد به او رشوه داده است . » 118 البتّه هنگام مطالعهء كتاب از لحاظ تاريخى و اجتماعى بايد اين مسائل را در نظر گرفت . اينك مىتوانيم گفت و گو از سفرنامه‌هاى عربى مسيحى قرن هفدهم را با اين سخن به سر ببريم كه اين گونه آثار از لحاظ ادبى با مؤلّفات قديمى اين رشته ، كه مؤلّفان مسلمان بر اساس رسوم بسيار كهن به وجود آوردند ، برابرى نتواند كرد . با وجود اين ، بىگفت و گو كتاب بولس حلبى و الياس موصلى به اصالت مضمون از ديگر سفرنامه‌هاى مسيحيان برتر است ، و براى جغرافياى ممالك مورد بحث منابع مهم و استثنايى است . در قرن هفدهم و زمانهاى بعد ، گزارشهاى اقليمى تعدادى مؤلّف روايتگر مقلّد داشت ، به‌طورى كه كارشان از ديگر مؤلّفات آن دوران برتر نبود . بعضى از اين گزارشها به سوريه تعلّق دارد و معمولا چاپ نشده است . مؤلّفان نيز شخصيتهاى معتبرى نبوده‌اند ؛ چون ناصر الدّين سوائى شفوئى 119 ملقّب به خطيب ، كه ظاهرا خطيب يكى از مساجد بوده و در حدود سال 1644 / 1054 ه . رساله‌اى به عنوان الجوهر المكنون فى زيارة جبل قاسيون تأليف كرده و چنان كه از عنوان معلوم مىشود دربارهء يكى از معروفترين مكانهاى زيارتى دمشق سخن آورده است ، ولى از هفت فصل اين كتاب قطور ، فقط سه فصل دربارهء جبل قاسيون و « مغارة الدم » و « مسجد ابراهيم » گفت و گو دارد ، و بقيهء فصول از فضايل دمشق و نقش آن به هنگام رستاخيز بحث مىكند . 120 شايد به همين سبب كتاب در يك نسخهء خطّى ديگر كم و بيش عنوان متفاوت دارد كه چنين است : الجوهر المكنون فى فضائل الشام و جبل قاسيون و فى فضل التين و الزيتون . 121 نيز محمّد بن يحيى حلبى فرضى ( متوفّى به سال 1679 / 1090 ه . ) به همين محيط تعلّق داشت 122 و مدّتى در مسجد اموى دمشق تدريس مىكرد . وى كتابى در همين زمينه تأليف كرد كه به قطر كتاب سابق نيست ، امّا از لحاظ فصل‌بندى از آن برتر است و عنوان الإشارات الى اماكن الزيارات دارد و با ديد معمولى و عبارات مرسوم از « زيارتگاههاى دمشق و اطراف آن از قبور صحابيان و تابعان و عالمان با عمل و اوليا و پارسايان و معابد متبرّك و اماكن شريف » سخن مىكند . 123 اين گونه نوشته‌هاى بعضى از مشخصات را كه به دورانهاى سابق استقرار يافته ، ادامه مىدهد . مثلا مؤلفى به نام تمر تاشى كه او را خوب نمىشناسيم ، در حدود سال 1694 / 1106 ه . كتابى با عنوان الخبر التام فى حدود الارض المقدسة و فلسطين و الشام به وجود آورد 124 كه از عنوان آن جهتگيرى نيرومندى را كه به دورانهاى پيش براى پيوستن فلسطين و سوريه وجود داشت ، مىتوان دريافت . متأسّفانه از اين كتاب فقط يك نسخه به‌جا مانده كه در مجموعهء تيمور قاهره است . 125 به همين جهت به قضاوت دربارهء عنوان آن بس مىكنيم . مؤلّف ديگر كه جالب و مشهور است از مردم مكّه بوده و مدّتى دراز آنجا تدريس