تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
منبع تكيه داشته‌اند . به هر حال پيش از انتشار تحقيقات و ترجمهء پروفسور ج . ا . ماركوس در دههء آخر قرن پيش ، مرجع اساسى مورّخان روس براى شناسايى سفرنامهء ماكاريوس ترجمهء بلفور بود . در مورد دانشوران رومانى نيز وضع چنين بود . جالب آنكه نخستين ترجمهء جزئى كتاب به زبان رومانى كه به وسيلهء نگروتسى انجام گرفت ( 1862 ) مربوط به قطعاتى بود كه ساوليف به روسى آورده بود . 99 ولى ترجمهء آكادميسين ، ب . پ . هشديو ( 1865 ) ، 100 و همكار وى ، چوران ( 1900 ) ، 101 از روى خود بلفور بود . در سالهاى دههء نهم گاستر ، عربشناس رومانيايى ، 102 سه قطعه را مستقيما از عربى و به احتمال قوى از روى نسخهء موزهء بريتانيا به رومانيايى ترجمه كرد . به طور كلّى بولس به عنوان منبعى موثّق پيش دانشوران رومانى اهميت بسيار دارد ، و به گفتهء ياتسيميرسكى « به زحمت مىتوان يك مبحث جدى در تاريخ رومانى يافت كه ضمن آن سخنى از سفرنامهء كشيش بولس نرفته باشد . » 103 از آغاز دههء آخر ، ملاحظات و مطالب متفرّق دربارهء مؤلّفات ماكاريوس منتشر مىشد و قطعاتى از سفرنامهء وى به قلم استاد ج . ا . ماركوس كه اصلش از دمشق است انتشار يافت ، كه مرحلهء دوّم را در كار مطالعهء كتاب بولس حلبى مىگشود . گويا كار وى مقدّمه‌اى براى ترجمهء كامل كتاب به روسى بود ، كه از سال 1896 تا 1900 در پنج جلد با مطالب اضافى منتشر شد . چون مترجم ريشهء عرب دارد و تعليمات عالى را در روسيه ديده و عربى و روسى را خوب مىداند ، همهء مقدمات انجام اين كار را دارا بوده است و بىگفت و گو ترجمهء وى از بلفور برتر است ، ولى روش زبانشناختى آن خوب نيست . به علاوه ، به يك نسخهء خطّى بس كرده است . اينك پس از كشف نسخهء پاريس و نسخهء سال 1700 لينينگراد كه نسخهء اساس ترجمهء ماركوس به شمار است ناچار بايد گفت ترجمهء او از لحاظ علمى رضايت بخش نيست و به نسبت زياد كهنه است . هنگام انتشار ترجمه در مطبوعات روسى و رومانيايى توضيحات مكرّر نوشته شد كه غالبا به نفع آن بود . پس از ترجمهء ماركوس در زبان روسى پيرامون سفرنامهء ماكاريوس چيز قابل ملاحظه‌اى منتشر نشده است . مقالات متفرّق كريمسكى كه به سال 1913 چاپ شده و براى نخستين بار از متن مختصر كتاب كه در تصرّف اوست سخن آورده ، بىفايده نيست و نيز تحقيق گولوسوف ( 1916 ) كه بر مبناى ترجمهء ماركوس انجام شده از لحاظ آثار قديم و هنر و انجام وظايف دينى درخور ملاحظه است ، ولى اين تحقيق ناقص ماند ، به علاوه ، در مقايسه با تحقيقات پيشين ظاهرا موضوع را جدى نگرفته و به طور كلّى اطّلاعات او سطحى است . شايد به اين علّت كه مؤلّف در ولايات كار مىكرده است . در قرن بيستم پيرامون ماكاريوس و بولس به زبان عربى تحقيقات بسيار شد و در آن ميانه مقالات و ملاحظات متفرّق به قلم حبيب زيّات اهميت خاصّ دارد . چاپ قسطنطين پاشا