در پايان قرن نوزدهم يك نسخهء خطّى اين كتاب - جزو مجموعهء شفر به كتابخانهء ملى پاريس راه يافت 90 كه تاريخ ندارد و بىگفت و گو مربوط به قرن هفدهم است ، و به دو خطّ نوشته شده كه بعضيها خطّ قسمت عمده را از خود بولس مىدانند 91 و گر چه اثبات آن محتاج دلايل بيشتر است كه در مقايسه با خطوط مسلّم وى به دست تواند آمد ، ولى به هر حال صحّت آن بعيد نيست . مبناى ترجمهء فرانسهء دانشمند رومانى ب . رادو ، كه قسمت اوّل را تمام كرد ، همين نسخه است . 92 در اواخر دههء آخر قرن پيش ، كريمسكى ، نسخهء يك متن مختصر را از سوريه آورد كه افتاده دارد و مربوط به قرن هجدهم است . اين متن مختصر متعلّق به بولس نيست ، بلكه مربوط به نسل پس از اوست . اولسنيتسكى قسمتى از آن را با متن كاملتر مقايسه كرد . و يك ترجمه از آن به قلم كزما ، در آكادمى علوم اوكراين هست . پس از انقلاب اكتبر ، نسخهء سال 1700 كه شمارهء 1230 .
B
دارد و مادر سه نسخهء موجود روسيه است ، به كتابخانهء مؤسّسهء مطالعات شرق وابستهء به آكادمى علوم شوروى انتقال يافت و تا كنون فقط به وسيلهء ب . رادو در مقدّمهء چاپ ترجمهاى كه ياد كرديم ( 1927 ) استفاده ناچيزى از آن شده . معرفى يك نسخهء ديگر موجود در حلب كه تاريخ سال 1750 دارد 93 به همّت دانشمند سورى ، قسطنطين پاشا ، انجام گرفت . به گفتهء او نسخهء مذكور كاملا با نسخهء پاريس مطابق است . بدينسان از نسخههاى موجود فقط سه تا اهميت خاص دارد : نسخهء پاريس ، نسخهء 1700 لنينگراد ، و نسخهء لندن . را دو نسخهء پاريس را از همه گرانقدرتر مىداند و تا اندازهاى حق دارد . اگر چه نسخهء لندن كاملترين متن كتاب است قضيّهء ارتباط اين سه نسخه با همديگر و رابطه آنها با نسخهء كريمسكى و حلب ، به مطالعهء دقيق لغوى و كنجكاوى در مطالب كتاب نياز دارد و كوشش رادو قدم اوّل در اين راه است .
همين قضيّه دربارهء مطالعهء كلّى كتاب صادق است ، زيرا هنوز ترجمهاى كامل كه بتوان گفت علمى است وجود ندارد . به علاوه ، تحقيقى مختصر كه كارهاى انجام شده پيرامون مطالعهء كتاب را روشن كند به دسترس نيست . ترجمهء بلفور چنان كه گفتيم كوشش نخستين براى آشنا كردن اروپا با اين كتاب است و تحقيقات روسى كه تاكنون به صورت ترجمههاى جزئى با مقالات متفرّق انجام شده بر مبناى آن بوده است . نخستين كسى كه كتاب را به روسها شناسانيد ، ب . س . ساوليف ، باستانشناس و سكه شناس معروف و شاگرد سنكوفسكى ، بود كه به سال 1836 يعنى پيش از خاتمهء چاپ بلفور ، قطعات مفصلى از آن را در ضمن كتابخانهء مطالعه انتشار داد . 94 مقالهء مذكور به سبب ملاحظات انتقادى و توضيحات وى از گرانقدرترين مقالات آن روزگار در اين زمينه است . آنگاه در دههء هشتم توجّه به كتاب بيشتر شد و چند ترجمه و مقاله پيرامون مسائل مختلف به قلم روشينسكى ( 1871 ) ، 95 بلاگوفو ( 1875 - 1876 ) ، 96 آبولنسكى ( 1876 ) 97 و بعضى ديگر كه به اهميت نوشتههاى اينان نيست انتشار يافته 98 و جالب آنكه همگى به همان