آخر زندگانى را در مركز خلافت به سر برد و به سال 1160 / 555 ه . به بغداد و به سال 1162 / 557 ه . به موصل بود و به سال 1170 / 565 ه . به دمشق درگذشت .
از مؤلّفات جغرافيايىوار منسوب به او فقط يكى را مىشناسيم و آن تحفة الألباب و نخبة الأعجاب است كه نسخههاى خطى بسيار از آن بهجاست ، و قسمتى از آن را فران چاپ كرده است . مقدّمهء كتاب پر از تعبيرات عادى دينى است و از خلال آن معلوم مىشود كه تأليف كتاب به سال 1162 / 557 ه . در موصل و به سفارش اربلى ، دانشور صوفى ، انجام گرفته كه در ادب عرب شهره است . 189 كتاب چهار باب دارد : 190 باب نخست « وصف دنيا و مردمش از انس و جن » را به دست مىدهد ، و دوّم « صفت عجايب بلاد و غرايب بناها » ست ، و سوّم شامل « صفت درياها و عجايب حيوانات آن ، و عنبر و قار كه از آن استخراج مىشود ، و انواع نفت و آتش در جزاير » است ، و چهارم حاوى « صفات حفرهها و قبور و استخوانها كه تا به روز نشور در آن هست » مىباشد .
رنو 191 دربارهء تحفه الألباب نظرى محتاطانه دارد ، به اعتقاد وى « اگر با اين طبع مشتاق به معرفت ، اطّلاعات بيشتر و سليقهء انتقادى قويتر داشت مىتوانست در عرصهء جغرافيا و تاريخ طبيعى خدماتى بزرگ انجام دهد » . بىگفت و گو اين نظر درست است ، زيرا قلمرو اطّلاعات مؤلّف چندان وسيع نبوده و بجز قرآن كتابهايى بسيار ناچيز را جزو منابع خود ياد مىكند .
مطالب جغرافيايى او بسيار محقّر و آشفته ، و عجايب گرايى او آشكار و انكارناپذير است ، 192 ولى اسلوب وى زنده و متنوّع است و اگر بدقّت پيراسته شود در زمينههاى مختلف نتايج خوب از آن مىتوان گرفت . ياكوب ضمن تحقيقى عميق مدلّل داشته كه از تحليل دقيق روايات او كه پيش از اين به قلمرو افسانه وابسته مىنمود غالبا به مبانى واقعى مىتوان رسيد كه نمودار دقّت ملاحظه است . ابو حامد نام راويان خويش را بدقّت ياد مىكند و از خويشتن به ضمير متكلّم سخن مىراند 193 و به همين جهت منبع مطالب او را آسان مىتوان شناخت . بيشتر چيزها كه از زبان ديگران مىآورد بىاهمّيّت است ، زيرا عجايب را آسان مىپذيرد 194 و بدان اعتقاد دارد ، ولى به هر حال براى افزودن قلمرو اطّلاعات خود تا حدّ توانايى مىكوشد : مثلا در قاهره با يكى از مردم حجاز از عجايب هندوستان و چين گفت و گو دارد 195 زيرا وى چهل سال آنجا به سر برده است . در بغداد از يكى از مسلمانان سيسيل دربارهء فوران آتشفشان اتنا سؤال مىكند . 196 در مجارستان اطّلاعاتى مفصّل از مردم روم شرقى دربارهء قسطنطنيه و مشكلات سياسى آن فراهم مىكند . 197 نقل چيزهايى كه شخصا ديده و بتقريب يك سوم كتاب را شامل است اهمّيّت خاص دارد . 198 از علاقهء او به ابنيه و آثار مقدار چشمگيرى مطالب جالب به جا مانده است . وى ستونهاى هركول را بر ساحل تنگهء جبل طارق به سال 1145 / 540 ه . ، كمى پيش از آنكه ويران
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٣٨