و نقشههاى مشكل ، كار استنساخ را دشوار كرده و مانع از رواج نسخههاى آن بوده است .
از جمله مؤلّفانى كه بىواسطه از مؤلّفات ادريسى استفاده كردهاند يكى ابن سعيد مغربى است كه در نيمهء دوم قرن سيزدهم مىزيسته و بتقريب همهء اطّلاعات خويش دربارهء اروپا 161 و مقدار زيادى دربارهء ديگر شهرها را از او گرفته است ، 162 و ديگرى ابو الفداء است كه در آغاز قرن چهاردهم مىزيسته و چنان كه ديديم از كتاب ادريسى نقل كرده است . ولى در مشرق ادريسى چندان شناخته نبوده و جالب است كه كسى مانند ياقوت ، كارشناس بزرگ نوشتههاى جغرافيايى ، هيچ چيز دربارهء او نمىداند . 163 شايد بىاعتنايى نمايندگان مكتب رياضى به روش ادريسى نيز از جملهء علل اين قضيّه بوده است . اكفانى ، طبيب مصرى ( متوفى به سال 1348 / 749 ه . ) ، در كتاب بىنظير خود كه شصت علم را تحليل مىكند و مهمترين مؤلفات هر رشته را نام مىبرد ، مطلب جالبى دارد ؛ 164 او در قسمت خاصّ جغرافيا گويد : 165 « بطلميوس كتابى دارد در احوال مساكن و اقاليم ، معروف به جغرافيا ، كه در موضوع خود كامل است ، اما بيشتر بابهاى آن براى ما ناشناس است ، زيرا همه نامهاى خاص است كه از زبان يونانى نقل شده است . در كتاب نزهة المشتاق فى اختراق الآفاق در تقسيم اقاليم اختلافى هست ، زيرا اگر چه مؤلّف آن ، به سبب گردش در آفاق ، مسالك و ممالك را مىشناسد از علم هيئت افلاك بىخبر است » . از اين گفته معلوم مىشود كه كوشش ادريسى براى نزديك كردن جغرافياى توصيفى و نجومى در مشرق نيز ، چنان كه در دانش نو ، كوششى بىثمر به حساب آمده است . 166 فعاليت جغرافيايى ادريسى كه در يك منطقهاى اروپايى در حدّ فاصل دو تمدّن انجام مىشد ، اين پندار را به خاطر او راه داده بود كه گسترش نفوذ او در اروپا بيشتر از جهان عرب خواهد بود ، ولى چنين نشد و ظاهرا اثر جغرافيايى او تا آغاز قرن هفدهم ناشناس ماند . البته ميلر نقشه شناس خواسته است اثرى از نقشههاى او بر نقشهء مارينوسانودوكه ويسكونتى به سال 1318 - 1320 انتشار داده 167 و نيز بر نقشههاى كاتالونيايى پيدا كند 168 اما همهء اينها فرض و تخمين است . و يوسف كمال ، بهترين كارشناس در نقشهء شناسى عربى و نقشهء شناسى اروپايى به دوران اوايل قرون وسطا ، به طور قطع هرگونه نفوذ پندارى متن بكرى و نقشههاى ادريسى را بر اروپاى قرون وسطا رد مىكند ، و هر پندارى از اين گونه را نمودارى از هذيان علمى مىشمارد . 169 اگر هم نفوذى بوده بىگفت و گو از ادريسى نبوده ، بلكه از محيطى بوده كه وى دوران رونق زندگانى خويش را در آنجا گذرانيده است . بعضى از مورّخان جغرافيا و مسائل دريانوردى در تعليل اين نفوذ گفتهاند كه مردم سيسيل در كار دريا نوردى معلّم جنواييان بودهاند و آنها نيز به نوبهء خود آن را به ترتيب به اسپانيوليها و پرتقاليها و فرانسويها و انگليسيها انتقال دادند . 170 و بىگفت و گو اين قضيّه با فعاليّت جغرافيايى ادريسى ارتباط ندارد ، زيرا شهرت آن مربوط به
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٣٥