قرون دهم / چهارم ه . ، تعدادى از دانشوران محقق بودهاند كه روش انتقاد آنها از منابعشان حتّى در روزگار ما ارزش علمى دارد ، به دنبال آنان گروهى ديگر از مؤلفان بودند كه روايات مؤلفان سلف را نقل مىكردند بىآنكه بگويند اين روايات به دوران پيش تعلق دارد . و همين قضيه بعضى از محقّقان معاصر را به خطا كشانيده است . انگيزهء اين كار هميشه سوء نيت نبوده ، ولى گاهى چنين بوده است . اين روش در همهء زمينهها رواج داشته و تقريبا از آغاز تأليفات عربى پديد آمده است . مقدسى ، جغرافيدان قرن دهم ، در ضمن ملاحظات انتقادى نسبت به اسلاف جغرافيدان خويش بتأكيد و البتّه با كمى مبالغه ، مىگويد كه كتاب جيهانى كتاب ابن خرداذبه را در ميان دو پارهء جلد خود دارد ، و نوشتههاى اين فقيه عينا همانند نوشتههاى جاحظ است . 26 بعدها آوردن آثار ديگران يا قسمتى از آن در متن تأليف ، قاعدهء عمومى شد . ولى در مواردى كه مؤلّفان نام منابع خود را مىآورند اين عيب فضيلت مىشود ، زيرا در نتيجهء اين كار غالبا قطعات مؤلّفاتى كه اصل آنها نابود شده بر جاى مانده است . همين مثال بس كه همهء كسانى كه تا ساليان اخير دربارهء سفر نامهء ابن قضلان تحقيق كردهاند اساس كارشان گلچينهايى بوده كه ياقوت ، سه قرن پس از تأليف سفرنامهء ابن فضلان ، در معجم البلدان خود آورده است . متأسّفانه هميشه منابع را ياد نمىكردهاند . گاهى نيز مؤلّف در آغاز كتاب فهرستى از منابع خود ياد مىكند ، امّا در متن كتاب مطالب ديگران را از نوشتههاى خود مشخص نمىسازد ، يا نمىگويد كه قسمتى از موادّ كتاب مربوط به دورانهاى سلف است . از اين رو محقق بايد چنان محتاط باشد كه اين گونه اقتباسها را به جاى نوشتهء مؤلف يا نوشتههاى دوران معاصر نگيرد . 27 در ضمن سخن از امتيازات و معايب نوشتههاى جغرافيايى اسلامى به هر حال بايد از ارزش فوق العادهء علمى و تنوع اساسى رشتهها و روشهاى آن ياد كرد ، زيرا در اين تأليفات هم رسالهء علمى دربارهء هيئت و رياضيات هست و هم كتابهاى عملى كه براى عمّال ديوانها و عامّهء مسافران فراهم شده است . اين گونه نوشتهها بسيار مايهء لذّت خاطر است ، زيرا در ضمن آنها نمونههايى از نوشتههاى هنرى بديع مىيابيم كه گاه در قالب سجع آمده است . تأليفاتى كه براى عامّهء خوانندگان فراهم شده ، گاهى مطلب را خشك و جدى و گاه زنده و دلپذير عرضه مىكند و در اين ضمن قدرت فوق العادهء نويسندگان اسلامى در هنر قصه پردازى نمودار مىشود . اين رشته از نوشتهها به علت تنوع و پرمايگى بسيار در خور توجه است ، گاهى علمى است و زمانى همگانى ، و گاه مخلوطى از واقع و افسانه است و لذّت و فايده را با هم دارد . به همين جهت مايهاى بسيار غنى و متنوّع دارد كه نظير آن را در نوشتههاى هيچ يك از اقوام معاصرشان نمىتوان يافت . تحقيقات علمى دوران حاضر نشان داده كه دربارهء نوشتههاى جغرافيايى اسلامى هنوز چنان كه بايد دقّت و كنجكاوى نشده و فقط تا اندازهاى به قلمرو تحقيقات علمى در آمده است .
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 11
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١١