دانش اروپايى ، از آغاز كار ، اهميّت نوشتههاى جغرافيايى اسلامى را باز شناخت . اگر خاورشناسان مانند همهء متخصصان ديگر در معرض اين تهمت بودهاند كه در موضوع تحقيقات خود بىطرف نماندهاند ، نظر دانشوران مغرب زمين نسبت به مورخان اسلام ، كه غالبا جغرافيدان نيز بودهاند ، در اين زمينه قابل توجه است . در آغاز دههء نهم قرن نوزدهم / سيزدهم ه . ، يعنى هنگامى كه اين گونه نوشتهها هنوز به وسعت كنونى شناخته نبود ، پروتس ، مورّخ جنگهاى صليبى ، چنين نوشت : « نوشتههاى اروپايى آن روزگار نمونهاى برتر از مؤلفات آنان ( مسلمانان ) ندارد ، كافى است كه آثار مؤلفان اسلام را با بهترين آثار تاريخ نويسى اروپا برابر كنيم ، تا در اولين نظر و بىترديد معلوم شود كه درك و فهم تاريخى و شعور سياسى و سليقهء قالبريزى و هنر عرضه كردن مطلب كجاست . 9 اگر حاصل كوشش مسلمانان را در زمينهء جغرافياى علمى با آثار سريانيان ، كه سلف آنها بودهاند و در همان مناطقى كه بعدها مسلمانان اشغال كردند اقامت داشتهاند ، مقايسه كنيم به نتيجهاى مىرسيم كه كمتر از اين جالب نيست . در ميان سريانيان نيز جغرافيا بر بنياد كتابهاى يونانى پديد آمد . ابن ديصان ( باردسانس ) 10 متوفّى در حدود سال 222 ميلادى ، از تقسيم زمين به هفت اقليم سخن گفت ، و ترجمهء كتاب معروف بطلميوس به سال 555 به عنوان اسكاريفوس تيس اويكومنيس انجام گرفت كه محتملا در نوشتههاى عربى نيز مؤثر افتاد . بر اين ترجمه ذيل مهمّى نيز افزوده شد امّا كار از اين حد تجاوز نكرد . 11 بيشترين اطلاعات جغرافياى عربى مربوط به دوران پيش از اسلام را در قرن هفتم / اول ه . يعقوب رهاوى 12 در كتاب هكسامرون فراهم آورده بود كه به طور كلّى بر بطلميوس تكيه داشت و چشم بسته دنباله رو نظريّات يونانى بود . و عجيب آنكه مؤلّف مذكور حتّى دربارهء سوريه و سرزمين جزيره كه موطن او بوده بر منابع يونانى تكيه كرده است . يكى از محقّقان كه كتاب وى را از لحاظ جغرافيايى مطالعه كرده ، در انجام بحث ناگزير گفته است : « نمىتوان در اين كتاب مطلبى يافت كه چيزى بر علم جغرافيا افزوده باشد » . و يكى از كارشناسان تحقيقات سريانى ، ضمن بحثى از پيدايش نوشتههاى جغرافيايى اين قوم گويد : « به زحمت مىتوان گفت كه سريانيان كتابهاى معتبرى در توصيف شهرها و اقوام داشتهاند » . 13 در واقع به جز كتاب اسكاريفوس و بعضى اطّلاعات مربوط به تعيين وضع نجومى نقاط مختلف به منظور ترسيم يك نقشه جغرافيايى ، در زبان سريانى در زمينهء جغرافيا كتاب معتبرى بر جاى نمانده است . تنها جغرافيدانان اسلام بودند كه راه را براى تحقيق مطالب بىحساب جغرافيايى ، كه از يونان براى قرون وسطا به جا مانده بود ، هموار كردند .
جالب توجّه آنكه از دوران پيش از مؤلّفات جغرافيايى اسلامى ، حتّى يك سفرنامه به زبان سريانى وجود ندارد ، در صورتى كه قسطنطنيه ، بيت المقدس ، و اسكندريه قلمرو مسافرت آنان
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 8
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٨