تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
خطايى زشت پديد آورد كه مدت دو قرن در محافل علمى اروپا دوام داشت ، از اين رو كه چون مترجمان نام مؤلّف را نمىدانستند پنداشتند اصل وى از نوبه بوده ؛ زيرا در جايى كه از نيل و عبور آن از سرزمين نوبه سخن مىرود « ارضها » يعنى سرزمين آن ( - نوبه ) را « ارضنا » يعنى سرزمين ما خوانده‌اند . 89 دانش اروپايى همچنان در انتظار ترجمهء كامل متن ادريسى بود ، تا به نيمهء قرن نوزدهم ترجمهء فرانسه در دو جلد ( 1836 - 1840 ) به وسيلهء ژوبر ( 1779 - 1847 ) انتشار يافت . وى از دانشورانى بود كه در حملهء ناپلئون به مصر شركت داشتند . اين ترجمه بر نسخهء پاريس ( كه بهتر از نسخه‌هاى ديگر نيست ) تكيه داشت ، و انشاى فرانسهء آن محكم بود ، و در وهلهء اول مورد ستايش فراوان قرار گرفت ، ولى اشتغال دايم دانشوران به مطالعهء ادريسى ، بسيار زود معايب اساسى آن را آشكار كرد و معلوم شد كه تقاضاهاى علمى را برنمىآورد . دوزى و دخويه 90 خطاهاى مهم آن را به طور مفصّل شرح دادند ، و متعاقب آن ، تنى چند از دانشوران اعلام كردند كه در هيچ تحقيق جدى تكيه بر آن نمىتوان كرد ، 91 به همين جهت عجالة بايد به نسخه‌هاى خطى يا تحقيقاتى جداگانه كه در قسمتهاى مختلف كتاب شده تكيه كنيم . فقط از اين طريق مىتوان كتاب ادريسى را به طور درست ارزشيابى كرد . به همراه عنوان معروفى كه از پيش گفتيم ، كتاب ادريسى ، عنوان رايج ديگرى به بر دارد ، كه كتاب رجّار يا كتاب رجّارى است ، كه منتسب به حامى و ولينعمت اوست . در واقع دليل براى ترديد در اين نكته نيست كه تأليف كتاب در ژانويه 1154 به سر رسيده ؛ ولى نبايد پنداشت كه ادريسى ديگر افزايش و اصلاحى در آن نكرده است . از اختلاف نسخه‌هاى خطى استدلال توان كرد كه كتاب رونويسهاى مختلف داشته است . پاردى ، جغرافيدان ايتاليايى ، از نبودن نام شهر اسپولتو كه پس از مرگ روژه ويران شده نتيجه گرفته 92 كه رونويس دوّم كتاب ، اگر چنين تعبيرى روا باشد ، پس از ژوئيهء 1154 آماده شده است . 93 گر چه كتاب ادريسى از آثار تصنّع بدور نيست ، اما ترتيب آن ساده است ؛ نخست وصف مختصرى از زمين به دست مىدهد و آن را به شكل كره‌اى تصوّر مىكند كه طول محيط آن بيست و دو هزار و نهصد ميل است و چون زردهء تخم مرغ در دل فضا معلق است . پس از گزارشى كوتاه از اقليمها و درياها و خليجها ، از سطح زمين بتفصيل سخن مىكند . در اين قسمت ، از مكتب بطلميوس كه زمين را به هفت اقليم تقسيم كرده پيروى مىكند كه هر يك چون كمربندى عريض بر خط استواست ؛ ولى ادريسى هر اقليم را به ده قسمت مىكند و گزارش هر قسمت را به ترتيب از شرق به غرب مىآورد ، و هر يك از گزارشها با نقشه‌اى همراه است كه اگر هفتاد نقشهء كوچك را به هم پيونديم يك نقشهء بزرگ جهان به صورت مستطيل پديد