بسازند 68 به وزن چهار صد رطل رومى كه هر رطل صد و دوازده درم است ، 69 و چون آماده شد بفرمود تا صورت هفت اقليم را با همه بلاد و اقطار و ساحل و جلگه و خليجها و درياها و مسير آبها و جاى رودها و جاهاى آباد و باير و راهها كه ميان بلاد هست و مسافتها و بندرهاى معروف بر آن نقش كنند مطابق آنچه در لوح نقشه هست ، و چيزى را رها نكنند و همه چيز را به شكل و هيئت آن ، چنان كه رسم شده ، بيارند و كتابى تأليف كنند مطابق اشكال آن همراه وصف احوال بلاد و زمين از مردم و نواحى و اماكن و درياها و كوهها و رودها و باير و مزروع با ذكر محصولات و خواص و موارد استعمال و مصنوعات آن و كالايى كه سوى آن برند يا از آنجا آرند و عجايبى كه از آن ياد كنند و جاى آن كه در كدام اقليم است با ذكر احوال مردم و هيئت و اخلاق و مذهب و زينت و لباس و زبانشان و كتاب مذكور را نزهة المشتاق فى اختراق الآفاق نام كنند . و اين در دههء اول ژانويه مطابق ماه شوال سال پانصد و چهل و هشت بود و فرمان وى اجرا و نقشه آماده شد . » 70 با صرف نظر از عبارت پردازى مقدّمه ، دليلى نيست كه در صحت مطالب آن ترديد كنيم ، البته منابع غربى از فعاليّت روژه در زمينهء جغرافيا چيزى نمىگويد ، ولى گفتار ادريسى ، بخصوص با توجه به وضع زندگى فرهنگى سيسيل در آن روزگار ، از همهء نشانههاى صحت بهرهور است . و نيز دليلى نداريم كه دربارهء تاريخ ختم كتاب يعنى ژانويه 1154 كه چند هفته پيش از وفات روژه بود ترديد داشته باشيم . مسلّم است كه پادشاه نورمانى در روزهاى اخير مبتلا به مرضى سخت بود كه اميد شفاى آن نمىرفت . شايد آثار شتابى كه در بعضى از موارد كتاب ادريسى و بخصوص در قسمت دوّم نمودار است ، از اين جهت بوده كه شاه مىخواسته ، پيش از مرگ ، كتابى را كه انديشهء تأليف آن از او بوده است ببيند . اين گفته كه روژه مدّت پانزده سال به مسائل جغرافيايى سرگرم بوده نادرست نيست ، زيرا اگر اين عدد را از تاريخ ختم كتاب كم كنيم سال 1139 به دست مىآيد و از منابع غربى دانستهايم كه به دنبال صلح سن ژرمن و درست در بيست و پنجم ژوئيهء همان سال ، روژهء جنگهاى طولانى را با موفقيت به پايان برد و سلطهء وى بر سيسيل و جنوب ايتاليا مستقر شد ، 71 بنا بر اين مىتوانست به فعاليّت آرام بپردازد .
دربارهء نقش ادريسى در تأليف كتاب ، در نسخههاى مختلف آن مختصر تناقضى هست ؛ شايد از اين رو كه مؤلّف رو نويسهاى مكرّر از كتاب به جا نهاده ، زيرا همه جا از او با ضمير غايب سخن مىرود ، ولى عنوان كتاب را گاه به او نسبت مىدهند نه به روژه ، و به هر حال ترديد نيست كه مؤلف كتاب اوست . شايد مناسب باشد كه براى تكميل مفاد مقدّمه ، روايت صفدى - مؤلّف مشهور قرن چهاردهم ( متوفى به سال 1363 / 764 ه . ) - را بياريم كه ، به شهادت
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٢٥