تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
در اين زمينه حكايتى مفصّل و گرانقدر دارد و آن افسانهء درخت جادوى جزاير واق واق چين است كه درختان آنجا هر ساله به جاى ميوه زن به بار مىآورد . 56 بهترين نمونهء تلاش براى تقريب ميان جغرافياى توصيفى و فلكى كتاب ادريسى است كه توفيق كامل نيافته است . ادريسى سالار جغرافى شناسان عرب نيست ، بلكه او را به صف دانشوران مبرّز و ممتاز نيز نمىتوان برد ، با وجود اين ، كتاب وى در اروپا بيشتر از همهء مؤلّفات جغرافيايى عرب شهرت و رواج دارد ، زيرا هيچ مؤلّفى به اندازهء او مطالب فراوان و گرانقدر دربارهء بلاد عرب ندارد ، تا آنجا كه روزگارى دراز در محافل علمى اروپا تنها نمايندهء نوشته‌هاى جغرافيايى عرب به شمار بود . 57 به علاوه ، هيچ مؤلّفى همانند او در محيطى نيمه عربى و نيمه اروپايى ، چون محيط سيسيل آن روزگار ، پديد نيامده است . با وجود توجّهى كه از روزگار پيشين نسبت به ادريسى بوده است اطّلاعات ما از سرگذشت وى بسيار ناچيز است و آنچه هست يا از كتاب وى گرفته شده يا از رواياتى كه مكرّر مىشود ، اما منابع آن معلوم نيست . ابو عبد الله محمّد بن محمّد بن عبد اللّه بن ادريسى از خاندان ادريسيان علوى بود كه روزگارى حقى را كه در خلافت داشتند طلب مىكردند . به همين جهت مؤلّف به عنوان شريف ادريسى شهره شد . بنيانگذار دولت ادريسيان ، ادريس اوّل ، از مشرق به مراكش گريخت و در نواحى سبته به سال 789 / 172 ه . امارتى مستقل بنياد كرد و از پس وفات ، به سال 793 / 177 ه . به عنوان يكى از اولياء شهره شد كه هنوز هم اين شهرت در افريقا به جاست . بنياد شهر فاس با نام فرزند وى ادريس دوّم ( 793 - 828 / 177 - 213 ه . ) پيوسته است . دولت ادريسيان تا به سال 985 / 375 ه . بيشتر نپاييد . اجداد ادريسى اميران كوچك مالقه [ مالاگا ] بودند و آنان نيز نتوانستند قدرت خود را مدّتى دراز حفظ كنند و ناچار به قرن يازدهم به سبته رفتند و گويا ادريسى به سال 1100 / 493 ه . در آنجا تولّد يافت . 58 ظاهرا رابطهء خاندان با اندلس برقرار بود . ادريسى به قرطبه كه يك مركز بزرگ فرهنگى بود علم آموخت . وى اين شهر را خوب مىشناخت و گزارش عمومى كه از آن آورده نمودار معرفت بىواسطه است . 59 وى از سنّ نوجوانى سفر آغاز كرد و به جاهايى رفت كه در آن روزگار مرسوم نبود . اطّلاعات وسيع وى از اسپانيا و مراكش عجب نيست ، ولى در موارد مختلف كتابش معلوم مىشود كه ليسبون ، سواحل فرانسه ، و بلكه انگلستان را نيز ديده است . به سال 1116 / 510 ه . كه هنوز از شانزده سالگى نگذشته بود به آسياى صغير رفت . همهء نكات معلوم دربارهء سفرهاى وى همين است . ظاهرا بقيهء افريقا و آسيا را نديده است . به سال 1138 به وضعى كه كاملا روشن نيست از دريا گذشت و به جزيرهء سيسيل رفت كه دربار روژه دوّم ، آنجا در پالرمو بود و تا هنگام مرگ روژه به سال 1154 با وى روابط استوار داشت . 60 به دوران جانشين