تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
را به مكتب بلخى نسبت نمىتوان داد . 27 انجام تأليف در حدود سال 1068 / 460 ه . بوده ، 28 ولى متن كامل آن به جا نيست ، در صورتى كه تا سالهاى اخير پيوسته نسخه‌هاى آن به دست آمده است . 29 همهء باقيماندهء كتاب وصف آفريقاى شمالى و مصر و عراق و مردم اطراف درياى قزوين و بعضى از قسمتهاى اسپانياست و همين باقيمانده نيز تماما چاپ نشده است . مفصّلترين توصيف وى از آفريقاى شمالى است كه به بركت چاپ و ترجمهء دسلان به دسترس همگان است . 30 در اين قسمت بكرى از كتابى به همين عنوان از مؤلّفى متقدم به نام ابن وراق 31 از مردم قرن دهم / چهارم ه . كه از او سخن داشته‌ايم ، استفاده كرده است . از همين قسمت معرفت عميق بكرى از راهها و از ساحل و بندرگاهها و خليجها نمايان مىشود . قسمت ديگر كتاب كه به وسيلهء روزن چاپ شده ، منابع متعدد داشته كه يادداشتهاى ابراهيم بن يعقوب در توصيف سرزمين صقلابيان از آن جمله بوده است . توان پنداشت كه وى به مدارك قرطبه دسترس داشته و مطالب لازم را براى توصيف راهها از آن بيرون آورده است . 32 مسلّما با نوشته‌هاى مدوّن نيز آشنايى كامل داشته است . در قسمت خاصّ صقلابيان ، نفوذ جيهانى 33 و مسعودى 34 و ابن رسته محسوس است . به علّت انتساب به مغرب مراجعه به منابعى كه در مشرق معروف نبود ، براى وى آسان بود . سيمون ، خاور شناس اسپانيولى ، 35 مدلّل داشته كه وصف وى از جزاير كانارى از كتاب اصول الكلمات ايسيدوروس سويلى ، يكى از فرهنگنامه نويسان قرن هفتم ميلادى ، گرفته شده است . 36 ترديد نيست كه كتاب بتمامى بر اساس كوشش شخصى مؤلّف به وجود آمده ، زيرا بجز اطّلاعات مدوّن پيشين ، اطّلاعات فراوانى از روزگار خود به دست مىدهد . كتاب رواج فراوان يافت . ياقوت از آن فايده برده 37 و دمشقى ، جغرافيدان قرن چهاردهم ميلادى ، مراجعهء فراوان بدان كرده است . 38 « 3 » كتاب دوّم بكرى يك فرهنگ جغرافيايى بود كه لغت شناسان قرن نهم / سوم ه . آثارى نظير آن داشتند و در طى دو قرن بعد متروك شد ، و در اين زمينه پيش از كتاب بكرى تأليف قابل ملاحظه‌اى به وجود نيامد . بنا بر اين كتاب وى تجديد اين رشتهء متروك بود . از خلال مقدمه افكار اساسى مؤلّف و ديگر صاحبان اين گونه مؤلّفات جغرافيايى را آشكار توان ديد . گويد : اين فرهنگ كلمات دشوار است كه ان شاء اللّه همه كلمات حديث و اخبار و كوهها و آثار و آبها و چاهها و خانه‌ها و حره‌ها را منسوب و معيّن و منظّم به ترتيب حروف معجم بيارم ، زيرا
هامش
( 3 ) بهترين تحليل دربارهء اين اثر آن است كه دكتر حسين مؤنس در مقالهء خود « الجغرافيا و الجغرافيون فى الاندلس » در نشريهء آكادمى تحقيقات اسلامى مادريد در شماره‌هاى هفتم و هشتم ( 1959 - 1960 ) به چاپ رسانده است . - مترجم عربى .
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 219 | ابوالقاسم پاينده / ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى