تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

فصل 10 - جغرافى شناسان قرنهاى يازدهم و دوازدهم / پنجم و ششم ه . در مغرب « 1 »

تقريبا همهء مؤلّفات بزرگ جغرافيايى كه تا كنون از آن سخن آورديم ، مربوط به مشرق جهان اسلامى بود ، ولى نبايد پنداشت كه مغرب عالم اسلامى ، بخصوص مغرب و اندلس ، در تكامل عمومى اين نوع نوشته سهمى نداشته است ، اما نوشته‌هاى جغرافيايى اين مناطق رنگ محلّى داشت و از حدود بلادى كه در آن به وجود آمده بود ، كمتر برون مىرفت . نيز مؤلّفاتى كه رواج عام داشته باشد به وجود نيامد . توان گفت كه تكامل نوشته‌ها در آنجا تا حدّى به تأخير افتاده بود . البته حتّى در دورانهاى نخست در زمينهء جغرافيايى اقليمى به مؤلّفانى چيره دست همچون رازى و جهانگرد جالب ، ابراهيم بن يعقوب ، برمىخوريم ، ولى فقط در نيمهء دوم قرن يازدهم / پنجم ه . مؤلّفاتى به وجود آمد كه بىواسطه شناخته شده و در مشرق نيز مقامى معتبر به دست آورده است . در اين دوران مناطق عربى دستخوش حوادثى شد كه ضربه‌هاى قاطع به وحدت جهان اسلام زد ، گر چه غالب اوقات اين وحدت بجز انديشه‌اى در خاطر مردم نبود . به سال 1050 نيمهء شرقى جهان اسلام عرصهء حملات سلجوقيان شد و همهء سيسيل و قسمت مهم اسپانيا و گاه و بىگاه بعضى از مواضع ساحلى آفريقاى شمالى زير تسلّط مسيحيّت درآمد . در همين وقت انديشهء صليبىگرى در اروپا در كار تكوين بود و مسيحيان بتدريج جهان اسلام را كشف مىكردند و شدّت و حدّت مناسبات ميان دو جهان تا حدى سبك مىشد ، ولى خيلى زود در ايّام حكومت سلجوقيّان و ايوبيّان ، كه بر ضد صليبشان كشاكشهاى سخت داشتند ، اوضاع به صورت اوّل بازگشت . اما اين حوادث در نظريّات اساسى حاكم بر نوشته‌هاى جغرافيايى اثرى
هامش
( 1 ) پروفسور ماريوس كانارM . Canardاين فصل را به زبان فرانسه ترجمه كرده كه در « سالنامه‌هاى مؤسسهء تحقيقات شرقى » از دانشگاه الجزاير ، ج 19 - 18 به سال 1961 - 1960 به چاپ رسيده است . - مترجم عربى .
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 215 | ابوالقاسم پاينده / ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى