تأليفات وى دربارهء زبانهاى شرقى شهره است - به دست آمده بود ، ولى اين دو هيچ انديشهاى از ارزش كتاب به دست نداده بودند . 148 اهمّيّت كتاب از آن رو است كه بسيارى از مطالب جيهانى را با ذكر نام او آورده و بدين سان منبع بسيارى از روايات مجهول الاصل مؤلّفان ديگر را معلوم كرده است . 149 قصّهء سفارتى كه در حدود سال 1027 / 418 ه . حاكم چين و ترك به دربار محمود غزنوى فرستاده بخصوص داراى اهمّيّت است . خبر اين سفارت را گرديزى نيز به صورتى مبهم نقل كرده است . 150 اين سفارت هيچ گونه نتيجهء سياسى نداشت زيرا محمود حاضر نشد با كافران روابط سياسى داشته باشد ، ولى ظاهرا اثر علمى داشت زيرا گزارش راه ميان غزنه و پايتخت كيتان از اين سفارت گرفته شده است . به طور ضمنى مىتوان ديد كه بعضى از نامهاى اين راه در قانون مسعودى آمده ، يعنى به احتمال قوى بيرونى نيز آن را از همين منبع گرفته است . مهمتر از آن روايت مروزى از مهاجرتهاى اقوام آسياى ميانه است كه عوفى نقل كرده ، ولى پيش از به دست آمدن منبع آن ، كه تا حدّى فهم مطلب را آسان كرد و حوادث را به نيمهء قرن يازدهم باز برد ، درك آن ميسّر نبود . 151 چنان كه مىبينيد در آخر اين فصل كه با بيرونى آغاز شده بود ، بار ديگر از او سخن آورديم ، و مسلّما اين صرف تصادف نيست ، زيرا بيرونى شخصيّتى بىمانند است كه به قرن يازدهم / پنجم ه . در قلمرو علوم مربوط به جغرافيا و بخصوص جغرافياى رياضى بر شرق اسلامى تسلّط داشت ، با وجود اين ، تأليف جغرافى خالص به آن معنى كه از پيش تعيين كردهايم ، از او به دست نيامده و شايد تصادف نباشد كه ديگر مؤلّفان مذكور در اين فصل نيز چنين مؤلّفاتى نداشتهاند . و اين معلوم مىدارد كه نمونههاى معروف نوشتههاى جغرافيايى كه رواج كامل يافته بود ، در قرن يازدهم چندان مورد علاقه نبوده و بتدريج در سرزمينهاى شرقى دنبالهء آن قطع شد ، ولى نبايد پنداشت كه بكلّى از ميان رفت ، زيرا پس از مدّتى در مغرب و بخصوص در اندلس كه معمولا تكامل نوشتهها كندتر از مشرق بود رونق تازه يافت ، اما در مشرق هرگز سر برنداشت ، ليكن در دو قرن دوازدهم و سيزدهم / ششم و هفتم ه . نمونههاى تازه پديد آمد و رونق گرفت ، چنان كه مشكل بتوان گفت نوشتههاى جغرافيايى به طور كلى حتى در اين دوره دچار انحطاط شده است .
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢١٤