تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
از لحاظ جغرافيا نيز اهمّيّت آن كم نيست ، زيرا مطالب فراوانى از ادب عاميانهء تركى و اطّلاعات كافى از محل سكونت قبايل ترك همراه با توضيحات بسيار از جغرافياى تاريخى شهرهاى اقامتگاهشان به دست مىدهد ، و مطالبى كه نقل مىكند درخور اعتماد است . آثار قديمى كه بتازگى در آسياى ميانه كشف شده در بسيارى از موارد مؤيد آن بوده است . 137 نقشهء مدوّرى كه همراه نسخهء خطى است و دو تن از دانشوران يعنى ميلر 138 و هرمان 139 به مطالعهء آن پرداخته‌اند ، اهمّيّت فوق العاده دارد ، با وجود اين ، نمىتوان گفت كه همهء مسائل مربوط به آن به طور نهايى حلّ شده است ، بخصوص كه تحقيق دربارهء آن جدا از متن محمود كاشغرى انجام گرفته است . گفتهء هرمان كه يكى از نامهاى موجود بر نقشه ، ژاپن را مىرساند 140 با ترديد بسيار قرين است و پندار او كه نقشه را اثرى بديع و كاملا اصيل به حساب آورده اساس ندارد . 141 هنوز نمىتوان گفت كه نقشه معاصر متن بوده و مؤلّف شخصا آن را كشيده است . محتملا اصل آن به نقشهء مدوّر اطلس اسلام در مدرسهء جغرافياى كلاسيك مربوط مىشود ، 142 ولى ترسيم كننده آزادى بسيار براى خود قائل بوده و به جاى مكّه شهر كاشغر و منطقهء هفت رود ( يدّى سو ) و شهر بلاساغون را مركز نقشه قرار داده است . مسلّم است كه وى ، چنان كه از متن كتاب معلوم مىشود ، اين منطقه را مركز مساكن قبايل ترك مىدانسته است . بىگفت و گو نقشه را براى نشان دادن اين منطقه و مناطق مجاور آن كشيده‌اند و اقليمهاى ديگر از نظر شخص ترسيم كنندهء نقشه اهمّيّت نداشته و شايد بعدها به هستهء اساسى نقشه اضافه شده است ، و به هر حال نمايش آن بر روى نقشه چنان كه بايد دقيق نيست . شايد انديشهء اصلى اين بوده كه نقشه‌اى منطقه‌اى مانند نقشهء مدوّر جهان فراهم كنند ، ولى بعدها مؤلّف چنان مناسب ديده است كه جاهاى خالى را با نامهايى كه مىدانسته پر كند و بدين‌سان نقشهء كامل جهان شده است توضيح مطالب مختلف مربوط به اين اثر منحصر به فرد نقشه كشى عربى ، كه از لحاظ جغرافياى تاريخى آسياى مركزى و مناطق مجاور آن ، اهمّيّت خاص دارد ، از همّت اومنياكوف بوده است . 143 در سالهاى اخير نسخهء خطى كتاب طبائع الحيوان از شرف الزمان طاهر مروزى ، 144 طبيب دربار در اواخر دوران سلجوقيان ، به دست آمده است . كتاب اصولا در علم جانور شناسى است ، اما قسمت اوّل آن از نژادهاى انسانى و جغرافيا سخن دارد . 145 تاريخ تأليف كتاب را بتقريب مىتوان معيّن كرد . آخرين تاريخ متن به سال 1120 / 514 ه . مربوط مىشود ، ولى در كتاب اخبار و حوادثى از مشاهدات مؤلّف در نيمهء دوّم قرن يازدهم هست . 146 گرانقدرترين مطالب او دربارهء شرق اقصى ، هند و تبّت و چين ، است . و قطعاتى از آن در آغاز قرن سيزدهم در كتاب عوفى ، نويسندهء فارسى زبان ، 147 و نيز در آغاز قرن چهاردهم در كتاب ابن مهنّا - كه