تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
بر يادداشتهايى است كه مؤلّف در اثناى راه تنظيم كرده و نيز مىگويد كه گاهى طرحى از راه فراهم مىكرده است . گر چه مىتوان كتاب را ، از لحاظ هدف اساسى آن ، به شمار كتابهاى زيارت و مناسك برد ولى اين انديشه بر مشاهدات ديگر مؤلّف كه با شور فراوان به قلم آورده غلبه ندارد . متأسفانه نسخهء اول و كامل كتاب به ما نرسيده و نسخهء موجود روايتى به نسبت مختصر است كه شايد يكى از اهل سنت آورده و خواسته به نوبهء خود همهء ابراز علاقهء مؤلّف را نسبت به شيعه و خاصّه اسماعيليان از كتاب محو كند . 119 بجز ترجمه‌هايى كه از بعضى قسمتها شده يك ترجمهء خوب و كامل از آن به روسى هست . « 5 » دانشورى ديگر كه به نسبت تأليف جغرافيايى خود شهرتى يافته ، هر چند مربوط به مشرق اسلامى نيست ، نيز به اين دوران تعلّق دارد . وى مانند ناصر خسرو از بغداد سوى شام و مصر سفر كرده ، ولى هدف وى چيز ديگر بوده است . جالب اينكه وى وابسته به گروه نصرانيان عرب است كه كمتر بر صفحات اين كتاب نمودار شده‌اند ، اين شخص ابن بطلان ، دانشور طبيعيدان ، است كه به دوران خويش شهرت فراوان يافت و تعدادى مؤلّفات طبّى به جا نهاد كه بعضى از آنها در قرون وسطا به لاتينى ترجمه شد . 120 وى در بغداد تولّد يافت و در آنجا فلسفه و طبّ آموخت و در انطاكيه ، ظاهرا به سال 1066 / 458 ه . درگذشت 121 ولى در منابع ، دربارهء تاريخ وفات وى اتّفاق نيست . 122 نخستين بار بارون روزن در ضمن تحقيق معروف خود دربارهء يحيى انطاكى ، معاصر ابن بطلان ، 123 انظار را متوجّه او كرد . ولى اشارهء روزن مانند بسيارى از تحقيقات روسى در مغرب ناشناس ماند . بالاخره دانش اروپايى خيلى دير و به طور مستقل ، به همان نتايج روزن رسيد . ابن بطلان در رمضان سال 1049 / 404 ه . از بغداد برون شد و مشاهدات خود را در راه از عراق تا شام در ضمن نامه‌اى به دوست مورّخ خود ، هلال بن محسن صابى ( متوفى به سال 1056 / 448 ه . ) ، نوشت 124 و اين نامه را محمّد بن هلال ( متوفى به سال 1114 / 508 ه . ) ، فرزند دوست مورّخش ، در تأليف خود ، كتاب الربيع ، آورد 125 و در قرن سيزدهم / هفتم ه . ياقوت 126 و ابن قفطى 127 از آن نقل كرده‌اند . از خلال اين گلچينها مىتوان راه سفر او را به طور كلّى دنبال كرد ، چنان كه اب شيخو كرده است . 128 از بغداد همراه نهر عيسى و بر ساحل فرات تا انبار و رحبه برفت ، سپس از راه صحرا به رصافه هشامى رسيد . ظاهرا مدتى دراز در حلب و انطاكيه و لاذقيه ماند . در آن وقت اين دو شهر به دست بيزانسيان بود و چون او مسيحى بود توانست آنجا را نيز
هامش
( 5 ) ترجمهء كامل و خوب آن به زبان عربى ، به قلم دكتر يحيى الخشّاب ( قاهره ، 1945 ) صورت گرفته است . - مترجم عربى .