تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
اقامت ناصر خسرو به مصر از اوت 1047 تا چند سال طول كشيد . در اين فاصله سه بار حجّ كرد كه هميشه از راه دريا از قلزم تا بندر جار و از آنجا به مدينه سپس به مكّه رفت . قسمت اساسى سفرنامهء خود را به مصر اختصاص داده و از مدتها پيش به عنوان يكى از مهمترين منابع تاريخ و طرح شهر قاهره به روزگار فاطميان شناخته شده است . 115 وى بتفصيل از تجارت و زندگى شهر و رسوم دربار فاطميان و سازمان ادارى به دوران المستنصر ، خليفهء فاطمى ، سخن مىكند و پس از آنچه در مشرق ديدن امنيّت و رفاه مصر مايهء حيرت او شده است . به احتمال قوى در قاهره به طور نهانى به مذهب اسماعيليان گرويده و دعوتگر پر شور آنها در وطن خويش شده است . حجّ چهارم از راه ديگر بود ؛ برنيل تا اسوان رفت و پس از پانزده روز سفر طاقت فرسا در ماه ژوئيهء 1050 بر ساحل درياى سرخ به عيذاب رسيد و از آنجا بر دريا تا جده رفت . در اين سفر چهارم از همهء مكانها و ساختمانهاى مكّه كه براى حاجيان اهميت دارد ، بخصوص كعبه و متعلّقات آن گزارشى مفصّل به دست مىدهد . قصّهء عبور از جزيرة العرب با حال و شيرين است : به طائف رفت و در نواحى آنجا قصّهء ليلى و مجنون را شنيد . سپس در امتداد كوه طويق ، كه سنگهاى بازالتى داشت ، برفت و در راه از واحهء فلج و هم از يمامه گذشت و بر ساحل خليج فارس به بحرين رسيد . از روى ناچارى در اوضاعى محنت‌بار چند ماه در واحهء فلج بماند كه در اثناى آن هيچ نداشت جز دو سبد پر از كتاب كه با مردم نادان آنجا ، كه به نسبت زياد از راهزنى زندگى مىكردند ، به كارى نمىخورد . وقتى به بصره رسيد هيچ نداشت . در عوض از احسا كه هنوز زير سلطهء قرمطيان بود گزارشى دقيق و مهم دارد . 116 در بصره به كمك وزيرى توانگر از مردم اهواز راه بازگشت به وطن را پيش گرفت و از مهروبان ، ارجان ، و اصفهان گذشت ، و در اكتبر سال 1052 / 444 ه . 117 از پس سختيهاى فراوان كه در راه ديد به بلخ رسيد . كتاب خويش را با اين آرزو به سر مىبرد كه بتواند سفرى ديگر همانند آن در مشرق انجام دهد ، ولى مسير زندگانى او جهت ديگر گرفت و اين آرزو تحقق نيافت . سفرنامه يك متن جغرافيايى نيست . مؤلّف از ملاقات با دانشوران شهرهاى مختلف كمتر سخن مىكند . بىگفت و گو با نوشته‌هاى جغرافيايى آن دوران مأنوس بوده ، ولى از تأليف خود هدف علمى نداشته و كتاب او از نوعى ديگر است . با وجود دقّت ملاحظه ، دربارهء تركيب عمومى جهان نظريّاتى بكلّى نادرست دارد . 118 منظورش اين بوده كه گزارشى از آنچه ديده و شنيده فراهم كند . سبك او ساده و بىتصنّع و گاه با حال است و مايهء درامى نيز دارد . در بعضى از قسمتهاى گزارش خود به تفصيلى ملال آور از ابنيه و آثار سخن مىكند ، در صورتى كه شايد براى خواننده اهميت ندارد . تاريخ تأليف كتاب دقيقا معلوم نيست . اساس كتاب به نسبت زياد