امين بود . اگر در كار حقيقت اهمال و بازيگوشى مىديد خاموش نمىماند و از هيچ كس باك نداشت ؛ دانشورى بود با افق وسيع ، و همهء علوم دقيقهء روزگار خويش را مىدانست . شوق وى به كنجكاوى و تحقيق مايهء شرف ملت و روزگار اوست و سرمشقى براى همهء روزگاران بعد است . » گر چه بيرونى نسبت به زبان فارسى ، كه مىپنداشت مقام يك زبان علمى نتواند يافت ، ستم كرد اما وقايع روزگار وى خلاف آن را نشان مىدهد . شايد اين را نمىدانست يا دانسته از آن چشم مىپوشيد كه در قرن پيش از او كتابى چون حدود العالم به وجود آمد . حتى اگر بپذيريم كه بيرونى در نوشتههاى جغرافيايى چيزى نمىديد كه فارسى را شايستهء اين عنوان كند ، دلايلى هست كه در آن روزگار زبان فارسى در عرصهء علوم طبيعى به كار مىرفته است . زيرا ما بين سال 968 - 977 / 357 - 366 ه . موفّق هروى ، كه يكى از مقرّبان سامانيان بود ، كتاب داروشناسى خود را به زبان فارسى نوشت و اساس كار وى ، همچون كتاب بيرونى ، نه تنها مايههاى عربى بلكه مطالب يونانى و سريانى و هندى نيز بود . اين كتاب نه تنها از لحاظ تاريخ طب و كيمياى عربى بلكه براى تاريخ زبان فارسى نيز اهمّيّت بسيار دارد . 102 جالب آنكه قديمترين نسخهء آن تاريخ 1056 / 447 ه . دارد 103 يعنى تقريبا معاصر بيرونى بوده است . استعمال زبان فارسى در نوشتههاى تاريخى و جغرافيايى از آن دوران حتى در محيطى كه بيرونى كتابهاى خود را نوشت معمول بوده است و ظاهرا هيچ يك از كسانى كه در آن محيط مىزيستهاند با نظر وى دربارهء زبان فارسى موافق نبودهاند .
يكى از مورخان فارسى نويس ، يعنى گرديزى ، گويد كه از بيرونى مطالب مىشنيده است . گرديزى چنان كه از نام وى پيداست ، به محلى در جنوب غزنه بر سر راه هند انتساب دارد ، ولى از زندگانى وى اطّلاعى به دست نيامده است . 104 تحقيقات بار تولد ، خاورشناس روس ، كتاب زين الأخبار وى را كه تا كنون تماما چاپ نشده به محافل علمى شناسانيد . تأليف كتاب به دوران عبد الرشيد ، سلطان غزنوى ( 1049 - 1051 - 440 - 444 ه . ) انجام شده و از تاريخ خسروان و تاريخ محمد [ ص ] و خليفگان تا به سال 1032 / 423 ه . و تاريخ خراسان از فتح عرب تا به سال 1041 / 432 ه . سخن دارد . چند فصل دربارهء علوم يونانى و تقويم و اعياد دينى اقوام مختلف دارد . در قسمت اخير كتاب از انساب و از علوم به طور كلى سخن رفته و فصلى خاص تركان است 105 كه از لحاظ جغرافياى آسياى ميانه مهم است . و بار تولد دربارهء آن تحقيق مفصّلى كرده است . در فصل هند مكرّر از بيرونى شاهد آورده و به جيهانى بسيار مديون است . 106 در فصل مربوط به تركان در ضمن منابع خود ابن خرداذبه و جيهانى را نام مىبرد . 107 از جملهء منابعى كه نام نبرده ابن رسته ، مخصوصا در قسمت مربوط به اروپاى شرقى ، جاى
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٠٨