تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
اساسى دارد ولى مؤلّف حتى يك بار به او اشاره نكرده است . 108 در قسمت تاريخ ، كتاب وى اهميت خاص دارد ، زيرا به نسبت زياد بر كتاب تاريخ خراسان اسلامى تكيه دارد 109 كه به جا نمانده و تأليف آن به نيمهء قرن نهم / چهارم ه . مربوط مىشود . در گزارش چين توصيف راه ميان تورفان و خمدان ، پايتخت آن روز چين ، اهميت فوق العاده دارد و هنوز تعدادى از نكات آن روشن نشده است ولى ترديد نيست كه راه مذكور در همان جهت راه ارتباط چين با غرب امتداد داشته است . 110 مورّخان متأخّر از گرديزى كمتر نقل كرده‌اند و ظاهرا نفوذ وى بر آيندگان ناچيز بوده است . 111 همزمان با كتاب گرديزى كه تأليفى تاريخى به زبان فارسى است ، نيز در آسياى ميانه سفرنامهء معروف ناصر خسرو ( 1003 - 1088 / 394 - حدود 481 ه . ) به وجود آمد . 112 ناصر خسرو در بلخ متولّد شد و چهل و چند سال عمر خود را به عنوان يك عامل ميانحال ديوان در خدمت سلجوقيان كه كارشان اوج مىگرفت ، به سر كرد . پس از آن يك تحوّل عميق روانى براى او رخ داد و هفت سال به جهانگردى پرداخت و زندگى خويش را به عنوان دعوتگر اسماعيليان در ناحيهء كوهستانى بدخشان به پايان برد . وى در ادب فارسى و تاريخ جنبشهاى دينى اسلام مقامى معتبر دارد . 113 آنچه مربوط به موضوع ماست ، سفرنامهء اوست كه به گفت و گو از آن بس مىكنيم . در ماه مارس سال 1046 از مرو به قصد حج درآمد و در راه رى از نيشابور گذشت . ضمن حوادث راه اشاره مىكند كه در آن روزگار بيشتر نشادر از كوه دنباوند [ دماوند ] استخراج مىشده است . در راه سفر خود از قزوين و تفليس و ميّافارقين و آمد ( دياربكر ) و حلب و طرابلس گذشت . در معرّة النعمان با شاعر نابيناى معروف ، ابو العلاى معرّى ، ملاقات كرد . سپس از بيروت راه ساحل گرفت و به عكّا رسيد و از آنجا به زيارت چند مكان مقدس و از جمله طبريّه رفت . سپس به عكا بازگشت و به راه خود ادامه داد و از حيفا و رمله گذشت . در بيت المقدس مدّتى بماند و به شهرهاى كوچك نزديك آن چون حبرون خليل سفر كرد . وصف بيت المقدس از مهمترين قسمتهاى كتاب اوست و مدنيكوف بر اساس آن توصيفى كامل از مسجد معروف به مسجد عمر به دست داده است . 114 ناصر خسرو از قدس در بهار سال 1047 نخستين سفر حجّ خود را انجام داد و از مكّه به قدس بازگشت و از راه خشكى از رمله به عسقلان رفت ، آنگاه با كشتى از بندر كوچك طينه به جزيرهء تنيس مصر نزديك درياچهء المنزلة رفت . در جزيرهء تنيس كه شهرى پر جمعيّت داشت بافندگانى ، كه پارچه موسوم به طرازشان در همهء مشرق زمين شهره بود ، اقامت داشتند ولى حاصل كارشان در انحصار حكومت بود و نيز صنعت آهن و عطر آنجا شهره بود .
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 209 | ابوالقاسم پاينده / ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى