دورترين سرزمينهاى خلافت را به هم ارتباط مىداد . بازرگانى از اين حدود گذشت و اواسط افريقا و شمال شرق اروپا و جنوب شرق آسيا را به قلمرو خويش گرفت و شخصيت جاودانى سند باد بحرى را به وجود آورد كه گزارش سفرهاى وى بيشتر از آنچه سابقا گمان مىرفت با نوشتههاى جغرافيايى پيوسته است . بدين گونه ، دين و بازرگانى دامنهء سفر را وسعت داد ، به همان گونه كه تعليم و تعلّم نيز در اين كار مؤثر افتاد ، زيرا در حديث شريف آمده است كه « علم را بجوييد اگر چه در چين باشد » . از اين رو از قرن اوّل هجرى ، سفر در طلب علم براى تكميل دورهء تحصيل تقريبا ضرورى مىنمود و كسان به طلب علم از اندلس به بخارا و از بغداد به قرطبه مىرفتند . در اين زمينه به عنوان مثال يك فقيه اندلسى را به نام اسعد الخير انصارى اندلسى ( متوفى به سال 1146 / 541 ه . ) ياد توانيم كرد ، كه چون به سرزمين دور دست چين سفر كرده بود به عنوان « چينى » شهره شد . 4 همهء اين چيزها نه فقط عرصهء اطّلاعات جغرافيايى را وسعت بخشيد ، بلكه در سبك نوشتههاى جغرافيايى نيز مؤثّر افتاد و تأليفات فراوان پديد آمد كه بعضى از آنها با روشى خشك و بىروح از وصف راهها سخن داشت و بعضى ديگر شامل قصههاى جالبى بود كه گاه به مرحلهء نوشتهء هنرى خالص مىرسيد .
نفوذ دين تنها از راه فريضهء حج نبود ، بلكه مستلزم توجّه خاص به جغرافياى نجومى نيز بود . اطّلاع كافى در هيئت و رياضيّات براى تعيين آغاز و انجام روزه و وقت نمازهاى پنجگانه لازم بود . 5 براى تعيين اوقات نماز ، ساعتهاى آفتابى افقى ساده ساخته شد كه براى طرّاحى آن دانستن عرض جغرافيايى محل ضرورى مىنمود ، و تشخيص وضع سايهء شاخص در هر روز نيز مستلزم محاسبه و اطّلاعات كافى بود . 6 هنگامى كه سايهء بعد از ظهر از سايهء نصف النهار به اندازهء يك شاخص مىگذشت ، پسينگاه آغاز مىشد . 7 قبله نيز ، كه هم در نماز و هم در بناى مسجد مىبايد رعايت شود ، در شهرهاى مختلف تفاوت داشت و براى تعيين آن لازم بود طول و عرض مكّه و نقطهء مبدأ شناخته شود . 8 مسلم است كه اختلاف اوضاع و احوال و علاقهمندى به بحث و كنجكاوى نيز كه همهء اقوام و نژادها از آن بهرهورند مايهء تنوع نوشتهها مىشد . نشانهء اين تنوع در عنوانهاى متعددى كه عربان به علم جغرافيا دادهاند نمودار است . در مورد جغرافياى نجومى كلمهء يونانى جغرافيا به جا مانده بود و گاه براى آنكه بهتر مفهوم شود ، آن را « علم الاطوال و الاعراض » يا « تقويم البلدان » مىخواندند . جغرافياى توصيفى را نيز « علم المسالك و الممالك » نام دادند . و اگر گفت و گو بيشتر از منزلگاههاى راه بود « علم البرد » خوانده مىشد . و اگر رنگ كيهان
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 6
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٦