نگارى ، « 1 » يعنى وصف جهان و توضيح عجايب و غرايب ، بر آن غلبه داشت « علم عجايب البلاد » عنوان مىگرفت .
تاريخ پيدايش نمونههاى مختلف متون جغرافيايى نيز ، همانند اصطلاحات گونهگون ، نمودار تنوع مباحث و اغراض اين رشته است . و از اينجا دوران آن را مشخّص مىتوان كرد .
پيش از قرن نهم ، مؤلفات جغرافيايى مستقل وجود نداشت ، بلكه گاه و بىگاه به اطّلاعات پراكندهء جغرافيايى از آن دوران برمىخوريم كه در متون لغوى يا در سفرنامههاى خيالى به جا مانده است . قرن نهم / سوم ه . به حق دوران نو آورى بود ، زيرا در اثناى آن از يك سو آشنايى با مؤلّفات بطلميوس صورت گرفت و به دنبال آن ترجمههايى پديد آمد كه رشتهء جغرافياى علمى با آن آغاز مىشد ، و از سوى ديگر نمونههاى گونهگون جغرافياى توصيفى به وجود آمد . و نزديك به پايان همين قرن مدخلهاى جغرافيايى پديد آمد كه بعضى براى نويسندگان ديوان و بعضى ديگر براى اهل ادب فراهم شده بود . نيز سفرنامهها گونهگون شد كه بر برخى واقعگرايى چيره بود و بعضى ديگر رنگ افسانه داشت . در قرن دهم / چهارم ه . با پيدايش مكتب جغرافياى اسلامى كه به توصيف « مسالك و ممالك » اهميّت خاص مىداد و با اطلس اسلام ، يعنى بهترين نمونههاى ترسيم نقشههاى جغرافيايى ، ارتباط نزديك داشت ، نوشتههاى جغرافيايى به اوج رسيد . تأليف متون ساده و قابل فهم عامّه رواج يافت و در عين حال براى جوابگويى به نيازهاى گروه روشنفكر توجه به مسائل فنى بيشتر شد . سفرنامهها نيز رنگ ديگر گرفت و مطالب آن متنوعتر شد . به طور كلى توان گفت كه در قرن دهم نمونهها و رشتههاى مذكور در مؤلفات جغرافيايى رسوخ يافت . از قرن يازدهم / پنجم ه . به بعد و بخصوص در قرن دوازدهم / ششم ه . منابعى ديگر به مؤلفات جغرافيايى افزوده شد ؛ يعنى فرهنگهاى جغرافيايى و توصيف فراگير جهان از آسمان و زمين ، كه گونهاى از كيهان نگارى و در نوع خود منحصر به فرد است . در دايرة المعارفها و فرهنگنامههايى كه به دوران مماليك در مصر تأليف شده ، جغرافيا مقامى خاص دارد ؛ تا آنجا كه گاه اثر آن در همهء كتاب نمودار است . بدين سان دوران نو آفرينى در ادبيّات جغرافيايى اسلامى به سر مىرسد و پس از آن دوران ركود است كه چيز تازهاى به وجود نيامده ، بلكه به تقليد نمونههاى سابق بس كردهاند ، و گاه ، براى هماهنگى با مقتضيات زمان ، تغييراتى در آن دادهاند . با وجود اين ، حتى به دوران تسلّط تركان بر جهان اسلام اين گونه نوشتهها از لحاظ مقدار نقصان نيافته است .
هامش
( 1 ) مترجم عربى ، به جاى كلمهءCosmography، معرّب آن يعنى « كوزموغرافيا » را آورده است . ترجمهء دقيق آن « كيهان نگارى » است ، هر چند گهگاه در منابع فارسى « جهانشناسى » نيز گفته مىشود . - ن .