تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
زمينه از حدّى كه بر هر مسلمان با سوادى واجب است فراتر نرفته است . و اگر لحظات آخر زندگانى خويش را - چنان كه در حكايت آمده 18 - به گفت و گو از مسائل پيچيدهء ميراث و فرايض به سر برد ، شايد از آن جهت بود كه اين گونه مسائل با رياضيات و جبر ارتباط داشته كه خوارزمى ، منجّم معروف ، نيز از پيش توجه بسيار بدان داشته است . علوم اجتماعى از نظر بيرونى اهميت بسيار داشت . خود او ، چنان كه از اشعار به‌جا مانده‌اش توان دانست ، در شعر دستى داشته و به هر حال دربارهء شاعران از اطلاعات كافى بهره‌مند بوده و در اين زمينه چند كتاب نوشته كه به ما نرسيده است . ممارست وى در رشتهء شعر در مؤلّفات تحقيقى چون كتاب الجواهر بهتر نمايان مىشود كه در آنجا بتقريب از هشتاد شاعر عرب شاهد آورده است . 19 مؤلّفات تاريخى وى ، كه از تاريخ فرقه‌ها و تاريخ زادگاه او خوارزم و تاريخ غزنويان نخستين سخن داشته ، به جا نمانده و انگيزه‌اى براى گفت و گو از اهميت فوق العاده اين مؤلّفات نيست ، ولى ظاهرا خيلى زود كمياب شده بود ، زيرا ياقوت كه از كتاب بيرونى در تاريخ خوارزم خبر داشته ، هنگامى كه فرهنگنامهء جغرافيايى خود را مىنوشت اين كتاب را در دسترس نداشت . 20 ظاهرا بيرونى علاقه‌اى به فلسفهء خالص نداشته و از مراسلات وى با ابن سينا در ايّام جوانى معلوم توان داشت كه با فلسفه آشنا بوده است . وى خويش را در قلمرو طب بخصوص در جهت علمى اهل خبره نمىدانست . در آخرين اثر خود يعنى كتاب صيدنه بتأكيد مىگويد كه مايل نيست وارد مسائل طبى مربوط به استعمال دارو شود . 21 قلمرو فعاليت علمى او رياضيات و نجوم و علوم مربوط به آن است ؛ چون هواشناسى و مسائل مربوط به گاهشمارى و ساختن ابزارهاى رصد . شايد سفر هند موجب شد كه به سنگهاى معدنى علاقه پيدا كند و اين به سبب علاقهء حكام محلى به سنگهاى گرانبها بود . همين قضيه او را به انجام چند تجربهء بسيار مفيد دربارهء وزن مخصوص كشانيد و در اواخر ايام زندگى به مسائل مربوط به دارو سرگرم شد . 22 طبيعى است كه بيرونى در زمينهء جغرافيا به ناحيهء رياضى و نجومى آن توجه داشت ، ولى از كتاب آثار الباقيه و ماللهند كه تا همين نزديكيها رواج در محافل علمى خاصّ آن بود ، معلوم توان داشت كه به اين دو رشته بس نكرده بلكه از همهء علوم ديگر بهره‌ور بوده است . از مؤلّفات وى كه از مدتى نه‌چندان دور ، دانش نو با آن آشنايى يافته معلوم مىشود كه با همهء مطالب علمى دوران خويش آشنا بوده است . قسمتى كه دربارهء تقسيم درياها بر سطح زمين آورده ، آن هم در كتابى كه هدف آن نه علم نجوم بلكه احكام نجوم بوده است ، از وسعت اطلاعات جغرافيايى وى انديشه‌اى به دست مىدهد . گويد : دريايى كه در مغرب معموره و بر ساحل طنجه و اندلس است ، درياى محيط نام دارد و