تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
نيست نمايان كند . 4 [ بيرونى ] در استعمال عادى عرب باى بيرونى كسره دارد [ بيرونى ] و ما نيز مانند نام دينورى ، از آن پيروى مىكنيم . كلمهء بيرونى چندان رواج ندارد ، شايد - بجز معنى معروف كه سمعانى بدان اشاره مىكند ، 5 يعنى « مرد حومه » - نشانى نيز از نسب نامعروف مؤلّف دارد ، و به همين جهت محتملا اشعار بيرونى كه ياقوت نقل كرده طيب و مزاح نيست كه گويد : 6 . . . . به خدا ، براستى نسب خود را نمىدانم زيرا پدر بزرگم را درست نمىشناسم ، و چگونه او را بشناسم در صورتى كه از پدرم خبر ندارم ، من ابو لهبم و پيرى بىادبم ، بله و مادرم هيزم‌كش بوده است . « 1 » كنيهء ابو ريحان نيز روشن نيست 7 چنان كه نسب او بكلّى ناشناس است . نامش محمّد بن احمد است كه چيزى از آن نمىشود فهميد . معمولا اين گونه نامها وقتى به كار مىرود كه نام حقيقى نامعلوم باشد . مفهوم اشعار هر چه باشد زبان مادرى وى خوارزمى بوده است . 8 وى تعليم نكو يافت ، سفرهاى بسيار و دوره‌گردى و شوق معرفت ، كه از آغاز سن عواطف او را ملتهب كرده بود ، به وسعت معلومات وى كمك كرد . از همان آغاز در زمينهء دانش به مسائلى توجّه داشت كه از متعلّمان قرون وسطاى اسلامى معهود نبود . گويند كه در آن روزگار دانشورى يونانى به خوارزم بود و بيرونى با اقسام گياهان و دانه‌ها و ميوه‌ها پيش او مىرفت و نام يونانى آنها را مىپرسيد و يادداشت مىكرد . 9 در ايّام جوانى نظر حاميان ادب در دولت كوچك و محلّى بنى عراق به او دوخته شد ، ولى طولى نكشيد كه در نتيجهء انقلابى بناچار در بيست سالگى وطن خود را ترك كرد و سوى سواحل درياى قزوين رفت . در گرگان طبيب و منجّم نصرانى ، ابو سهل عيساى مسيحى ، را بديد . در آنجا نيز از رعايت قابوس بن وشمگير زيارى ، امير گرگان و طبرستان ، بهره‌ور شد . 10 قابوس نيز به عنوان نويسنده و آشنا به دانش شهرتى يافته 11 و بيرونى نخستين تاليف بزرگ خود آثار الباقية را به او پيشكش كرده است . ظاهرا تمايلات
هامش
( 1 ) اصل عربى اين اشعار چنين است :« . . . * و لست و الله حقا عارفا نسبى اذلت اعرف جدّى حق معرفة * و كيف اعرف جدّى اذ جهلت ابى انى ابو لهب شيخ بلا ادب * نعم و والدتى حمالة الحطب »