دورانى كه آثار بديع موزهء ارميتاژ لنينگراد نمايشگر آن است ، مواد اساسى از مؤلفان مسلمان به جا مانده است . بنا بر اين عجيب نيست اگر اين گونه نوشتهها ، نخستين مرجع محققان مختلف ، و مورد توجه فوق العاده باشد . اين نتيجهء غناى بىحد نوشتههاى مذكور است كه براى توضيح وسعت دامنهء آن به طور مثال مىتوان گفت كه مقرّى ، مورخ اندلسى كه در قرن هفدهم / يازدهم ه . مىزيسته ، به هنگام تنظيم فهرستى از اندلسيانى كه تنها به منظور كسب دانش ، و نه تجارت و حج ، به مشرق سفر كردهاند ، نام دويست و هشتاد كس را ياد كرده و ، با وجود اين ، گفته است كه فهرست وى شامل نام همهء كسان نيست . 1 « 1 » نيز رونق و زيبايى نوشتههاى جغرافيايى گاه به جالب بودن آنها كمك كرده است . در اين مورد نوشتههايى از قبيل سفرنامههاى سندباد را كه داستانهاى كم نظير جغرافيايى است ياد توان كرد .
به طور كلى مىتوان دو روش مشخص را در نوشتههاى جغرافياى اسلامى معلوم كرد . از يك جهت به سوى علوم ، يعنى علوم قطعى به همان معنى كه اكنون در تعريف جغرافيا به كار مىبريم ، متمايل است و از جهت ديگر رو به سوى نوشتهء هنرى دارد و بعضى از نمونههاى آن در اين زمينه به كمال ابداع مىرسد . مسلمانان خود متوجّه خصلت مضاعف علم جغرافيا بوده و در ضمن طبقهبندى علوم اين نكته را بدقّت توضيح دادهاند . پيش از آنكه طبقهبندى علوم را بر اساس منطقى و قطعى بنياد كنند و حتى پيش از آنكه روش طبقهبندى سه گانه ( نحو و بيان و جدل ) و چهارگانه ( حساب و هندسه و هيئت و موسيقى ) 2 را كه در اروپاى قرون وسطا نيز رواج يافت بشناسند ، علوم را از ديدگاه خاص خودشان و بر اساس سير تكامل تاريخى تقسيم كرده بودند . به دوران اسلام همهء علوم به « علوم قديم » و « علوم جديد » تقسيم شده بود . 3 پيدايش گروه نخست ، يعنى لغت و كلام و فقه و تاريخ ، را به دوران اموى و گروه دوم ، يعنى هيئت و رياضيات و طب و فلسفه ، را به دوران عباسى نسبت مىدادند . و جغرافيا را جزو علوم دقيقه و چيزى همانند هيئت مىشمردند و در اين كار خطا نكرده بودند . در حقيقت در پايان قرن هشتم تا آغاز قرن نهم ميلادى بود كه در نتيجهء آشنايى با علوم هندى ، در مرحلهء اول ، و با علوم يونانى ، در مرحلهء بعد ، جغرافياى رياضى و نجومى ميان آنان پديد آمد و در همين مرحلهء اخير بود كه شخصيت بطلميوس و مؤلفات جغرافى - نجومى او همهء عوامل ديگر را زير نفوذ گرفت و از آن هنگام تا اواخر قرون وسطا تكامل جغرافياى علمى نزد مسلمانان هميشه پيوستگى خود را با ترتيب مؤلفات نخستين محفوظ داشت .
همراه با اين روش در همان دوران و ، بنا بر بعضى از منابع ، پيش از آن ، روش
هامش
( 1 ) شمارههاى لاتين نشان دهندهء منابع و مراجعى است كه در پايان كتاب آمده است . - ناشر .