در نيمهء دوم قرن دهم سه تا از « كتب ديارات » شهرت خاص يافت كه يكى از آنها از مؤلّف كتاب مشهور الأغانى ، ابو الفرج اصفهانى ، است . 142 با اين كتاب از قطعات پراكندهء آن آشنا شدهايم ، ولى يكى ديگر را كه از شابشتى است به بركت نسخهء منحصر به فرد برلن كه افتاده دارد 143 بىواسطه شناختهايم ، و چنان كه گفتهاند در قرن شانزدهم / دهم ه . نسخهء جالب و مصوّرى از اين كتاب وجود داشته است . 144 در باب مؤلّف هيچ اطّلاعى نداريم جز اينكه امين كتابخانهء العزيز ، خليفهء فاطمى ( 975 - 996 / 365 - 386 ه . ) ، و كتابخوان او بوده است . 145 ياقوت كه بسيار از او نقل مىكند ، 146 دربارهء نام مؤلّف آشكارا ترديد دارد . 147 ابن خلّكان نيز با وجود تحقيق و كنجكاوى نتوانسته ريشهء نسبت را پيدا كند و سرانجام فرض كرده كه اصل وى از ديلم بوده است . 148 تاريخ وفات وى نيز قويا مورد ترديد است كه به سال 988 / 388 ه . يا به سال 1008 / 399 ه . بوده است . 149 شايد شغل وى به عنوان قصه گوى دربار انگيزهء تأليف كتاب الدّيارات شده است . 150 طبق انديشهء اساسى او مىبايد كتاب شامل همهء ديرهاى عراق و جزيره و شام و مصر باشد ، ولى نسخهء برلن قسمت كمى از ديرهاى عراق را دارد و ديرهاى شام بكلّى نيست 151 و ديرهاى مصر از جزيره نيز كمتر است ، ولى قسمت مربوط به مصر چنان كه از تحقيق عزيز سوريال عطيّه ، دانشمند قبطى ، معلوم مىشود ، مطالبى پر ارزش دارد . 152 اساس كار كتاب چون ديگر كتب ديارات بر توصيف ديرها به ترتيب جغرافيايى نيست - هر چند گاهى اين نكته مورد توجه است - و بيشتر مبناى كار بر قصايد دراز و حكايات مربوط بدان است كه اهميت خاص دارد و زاخائو همه را در جزوهاى فراهم آورده كه جغرافى شناس اطّلاعات بسيار از آن به دست تواند آورد .
مسلما تنها كتب ديارات نيست كه اطّلاعات جغرافيايى به دست مىدهد ، زيرا اين گونه مطالب را از مجموعههاى تاريخى و ادبى آن دوران نيز مىتوان بيرون كشيد . در اين مورد بايد از سه كتاب ابو على محسّن تنوخى ( متوفّى به سال 994 / 384 ه . ) ، 153 كه در سالهاى اخير به سبب چاپ قسمتى از يك كتابش مورد توجّه خاص قرار گرفته ، ياد كنيم . 154 در اين مؤلّفات نمودارى از زندگى آشفتهء او هست كه از بصره به بغداد و از آنجا به اهواز افتاده و گاهى در منصب قضا و زمانى مدرس و بار ديگر اديب مفلس بوده است ، و از خلال آن علاقه به ابداع قصّه ، دقّت ملاحظه ، نكته بينى ، و توضيح ماهرانه مشاهدات آشكار است ، و ما تنها به يادآورى يك نمونهء جالب كه از لحاظ نوشتههاى جغرافيايى نيز اهميت دارد ، بس مىكنيم .
در كتاب الفرج بعد الشّدّة ، كه مدّتها پيش در قاهره چاپ شده 155 و به شهرت از همهء مجموعههاى ادبى ديگر او پيش افتاده است ، فصل هفتم به قصّههاى مختلف از جهان حيوانات چون فيل ، 156 افعى ، 157 ميمون ، 158 و حيوانات ديگر اختصاص دارد . بعضى از اين قصّهها فقط
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٩٢