تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كتابهايى كه به خطّ مؤلّفان بوده و نيز به كتابخانه‌هاى شخصى و نسخه‌هاى برجسته توجّه بسيار داشته است . مؤلّف الفهرست به رشته‌هاى مختلف علوم احاطه داشته و مىتوان با نظر بار تولد هماهنگ شد كه كتاب وى پيوسته منبع اساسى شناخت علم و ادب چهار قرن اوّل اسلام خواهد بود . 129 كتاب مقاله‌اى خاصّ جغرافيا ندارد ، ولى اين قضيه اهميّت آن را نسبت به تاريخ جغرافيا كاهش نمىدهد ، زيرا به نظر مؤلّف ، جغرافيا از جهتى جزو علوم رياضى و از جهت ديگر وابسته به تاريخ و ادب است . اطّلاعات دربارهء مؤلّفات جغرافيايى را معمولا زيرا نام مؤلّفان مىآورد ، كه در بسيارى از موارد مربوط به قرن دهم / چهارم ه . از آن استفاده كرده‌ايم ولى بجز اين ، الفهرست مطالب جغرافيايى خالصى دارد كه در كمال اهميّت است . از پيش گفته‌ايم كه وى حكايت ابو دلف و حكايت راهب نجرانى را كه به چين رفته بود روايت كرده است . به علاوه ، چنان كه فران مدلّل داشته ، 130 اطّلاعات وى از هند و فرقه‌هاى آن و از چين در مسائل مربوط به اين سرزمينها اهميّت فوق العاده دارد . بجز اين تأليف كتابشناختى ، از اواخر قرن دهم / چهارم ه . كتابى دربارهء اصطلاحات علمى به جا مانده كه اهميّت آن كمتر از الفهرست نيست ، و آن كتاب مفاتيح العلوم ابو عبد الله محمّد بن احمد بن يوسف خوارزمى است ، و از هنگامى كه چاپ فان فلوتن به سال 1895 / 1313 ه . از روى قديمترين نسخهء مربوط به سال 1160 - 1161 / 556 ه . انتشار يافته براى دانشوران متخصّص همهء علوم شناخته بوده است 131 و به حق گفته‌اند كه اهميّت آن نسبت به تاريخ علوم و فرهنگ از الفهرست و رسائل اخوان الصفا كمتر نيست . 132 اين اثر در محيط ادارى ايران شرقى پديد آمد كه به قرن دهم با بغداد رقابت مىكرد و گروهى از آثار ممتاز ديگر ، همانند آن به وجود آورد . ابو عبد الله خوارزمى ، دبير عتبى - وزير نوح دوم سامانى ( 976 - 997 / 365 - 387 ه . ) - بود و در نيشابور مىزيست و كتاب خود را همان جا ما بين سالهاى 976 - 991 / 365 - 381 ه . تأليف كرد . وى مىخواست فرهنگنامه‌اى براى ديوانها بنويسد كه اصطلاحات مستعمل همهء علوم را در آن شرح دهد . مقالهء نخست را خاصّ علوم شريعت و علوم عربى مربوط بدان كرده است كه شش باب است شامل فقه ، كلام ، نحو ، كتابت ( رسائل ) ، شعر ( همراه عروض ) ، و تاريخ . مقالهء دوم از علوم عجم ، يعنى يونان و سريان و ايران و هند ، سخن دارد كه شامل شش مقاله است در فلسفه ، منطق ، طبّ ، علم عدد ، هندسه ، علم نجوم ، موسيقى ، مكانيك ، و كيميا . 133 اين ترتيب نشان مىدهد كه مؤلّف از تقسيم بندى علوم به نزد يونانيان به خوبى خبر داشته 134 و شايد هم بجز فارسى ، كه زبان وى بوده ، يونانى و سريانى را نيز مىدانسته است ؛