سمرقند . اين فصل به پندارهايى دربارهء نهايت دنيا و تاريخ خلافت اسلام تا به دوران الرّاضى ، كه به سال 934 / 322 ه . به خلافت رسيد ، خاتمه مىيابد .
با وجود آشفتگى كتاب ابن القاصّ ، مايهء جغرافيايى آن براى ما روشن است . مؤلّف ، فقيهى است كه به مسائل جغرافيايى نجومى تا آنجا كه به عبادات و مخصوصا تعيين قبله و اوقات نماز پيوسته است علاقه دارد . به علاوه ، با استفاده از حديث و منابع لغوى خلاصهاى از فضايل و عجايب بلاد و شهرهاى مختلف را به دست مىدهد . در موارد نادرى كه از وضع خود ياد مىكند ، درستى گفتار وى به تحقيق مسلم شده است . مثلا وصفى از بصره آورده به نقل از كلمات خالد بن صفوان ( متوفى به سال 752 - 753 / 135 ه . ) 117 كه از مردم بصره و مشاهير بلغا و مقرّب هشام ، خليفهء اموى ( 724 - 743 / 105 - 125 ه . ) ، بوده و موطن خود را براى مؤلّف وصف كرده است . 118 وصف رم را از قصّهء هارون بن يحيى گرفته كه او را خوب مىشناسيم ، و در اوايل قرن دهم / چهارم ه . در اسارت بيزانسيان بوده است . 119 از كتاب ابن القاصّ نسخههاى ديگرى نيز وجود داشته ، زيرا دانشورى موقّر همانند بيرونى آن را مىشناخته ، امّا از مسائل جغرافياى نجومى آن چيزى نگرفته ، بلكه قصّهء « آتش مبارك » بيت المقدس را از آن نقل كرده است . 120 البتّه ممكن است انگيزهء آشنايى وى با كتاب قسمت نجومى و رياضى آن بوده باشد .
ابن القاصّ تنها دانشور عرب نيست كه جغرافى شناس يا جهانگرد نبوده ولى يك كتاب جغرافيايى تأليف كرده است . مؤلّفاتى كه از جهتى با جغرافيا ارتباط دارد بسيار است و غفلت از يادآورى آن تاريخ نوشتههاى جغرافيايى را ناقص مىكند . از اين رو متون كتابشناسى قرن دهم / چهارم ه . و مجموعهء اصطلاحات و بعضى از كتابها كه جزو متون ادبى است از نظر ما اهميّت فراوان دارد .
در فصول سابق معلوم شد كه تا چه حد بر كتاب الفهرست كه در تاريخ نوشتههاى عربى بىنظير است ، تكيه داشتهايم . 121 اين كتاب از دههء هشتم قرن نوزدهم به بركت چاپ فلوگل ، كه پس از وفات وى انتشار يافت ، در همهء رشتههاى تاريخ و ادب و علم عربى مرجع عام شده است . در بيست سالهء اخير اين فكر پديد آمده كه متن دقيقتر و بهترى از كتاب مىتوان تهيه كرد و با وجود كوشش فوق العادهء فلوگل چاپ انتقادى پارهاى از آن مورد نياز است ، زيرا نسخههاى خطّى تازهاى در استانبول به دست آمده است . به علاوه ، روش تحقيق علمى نيز بعد از دههء هشتم قرن گذشته به كلى دگرگون شده است . 122 دربارهء خود مؤلّف مانند بسيارى از مؤلّفان ديگر اطّلاعات زيادى نداريم . تقريبا همهء اطّلاعات ما از كتاب وى استنباط مىشود . 123 بر طبق نسخههاى خطّى كتاب ، نام كامل وى ابو الفرج محمّد بن اسحاق نديم ورّاق بغدادى است . معلوم
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٨٨