تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
گفتيم ياد مىكند . ابو الفدا نيز از او روايت كرده است 108 و در اين زمينه به مطالب او دربارهء افريقا ، به معنى محدود كلمه ، بس نكرده بلكه از جزيرهء سقطرى و ساكنان آن كه نصرانى نسطورى بوده‌اند خبرى نقل مىكند . 109 نيز دربارهء شام كه موطنش بوده چند روايت از او آورده است . كتاب مهلّبى تا به روزگار دولت تيموريان معروف و موجود بوده و در آغاز قرن پانزدهم / نهم ه . حافظ ابرو در تأليف جغرافيايى خود از آن استفاده كرده است . 110 به قرن دهم / چهارم ه . همهء رشته‌هاى جغرافيايى كه از آن سخن كرديم در مؤلّفاتى وجود داشته كه گاه اصيل نيز بوده است . فى المثل كتابى را مىشناسيم كه علاقه به مسائل مربوط به عبادت در آن نقش اساسى داشته است . اين كتاب از فقيه ابو العباس احمد بن قاصّ طبرى آملى بوده كه در آمل تدريس مىكرده و به سال 946 / 335 ه . در طرسوس درگذشته است . 111 ظاهرا عنوان كتاب دلايل القبله بوده ، البتّه اگر حاجى خليفه 112 اين كلمه را از عبارت مؤلّف كه در مقدّمه آمده نگرفته باشد ، آنجا كه گويد : « از علم دلايل قبله و زوال خورشيد و منازل ماه و طلوع دو فجر و مقدار سايه و اوقات نماز كه اسلاف من تأليف كرده‌اند جست و جو كردم » . 113 حاجى خليفه در وصف آن گويد : « مختصرى كه بيشتر مطالب آن تاريخ و حكايت از احوال زمين است » . تنها نسخهء خطّى شناخته شده و موجود كتاب كه در شهر بيروت جزو يك مجموعهء شخصى است و صاحبش وصف مختصرى دربارهء آن به قلم آورده ، 114 وضع مختلط مطالب كتاب را روشن مىكند . نويسندهء اين سطور به سال 1914 / 1333 ه . اصالت كتاب را تأييد كرد 115 ولى تا كنون به دست محافل علمى نرسيده است . 116 البته خط نسخه آشفته است ، ولى محتويات آن عموما روشن است . كتاب يازده فصل دارد با اندازه‌هاى مختلف ، و هدف اصلى از همان فصل اوّل معلوم مىشود : فصل اوّل در تعريف قبله است ، دوم در رابطهء ستارگان با قبله ، سوم در وضع شهرهاى مختلف نسبت به آن ، و چهارم در شكل زمين و كعبه كه مركز آن است . فصول بعدى بيشتر رنگ جغرافياى عمومى دارد . فصل پنجم از طولها و عرضها گفت و گو دارد ، ششم از طول مكّه و جزيرة العرب ، هفتم از درياها ، هشتم از رودخانه‌ها ، نهم از تقسيم زمين به اقليمها ، و دهم از كوهها . درازتر و آشفته‌تر از همه فصل يازدهم است كه از بلاد مختلف سخن دارد و مؤلّف بدون هيچ گونه ترتيبى هر چه را مربوط به موضوع كتاب پنداشته در آن فراهم آورده است . در اين فصل توصيفى از مسجد مكّه هست ، از كعبه و مدينه و بصره نيز سخن رفته همراه با وصف دو قلعهء خضر و خورنق دوران جاهليت ، سپس بيت المقدس و قسطنطنيه و روم با وصف ديوارهاى آن ، تا كهف رقيم و سدّ يأجوج و مأجوج و در پى آن صنعاء و ارم اسطوره‌اى و اسكندريّه و اندلس و اصفهان و