هفتم ه . يعقوب بارشكّو ( ساويرس شككو ) ، نويسندهء سريانى ، 92 زير نفوذ آنان درآمد . به قرن چهاردهم / هشتم ه . در ايام دولت تيمور رسائل آنها به فارسى ترجمه شد 93 و اجزاى متفرّق آن به اروپاى قرون وسطا راه يافت . آشنايى محافل علمى معاصر با اخوان الصّفا به كمك ديتريتسى بود كه غالب رسائل آنان را ترجمه و چاپ كرد و پيرامون آن بيشتر از بيست تحقيق داشت . تحقيقات مذكور به دورانى انجام گرفت كه هنوز كيفيّت و محيط پيدايش جمعيّت « اخوان الصّفا » روشن نبود ، فقط در ده سال اخير كه ارتباط آنان با جنبش اسماعيليان عيان شده فهم افكارشان در قالب عمومى قرن دهم / چهارم ه . ميسّر شده است . گر چه رسائل مذكور با نوشتههاى جغرافيايى به مفهوم مستعمل در اين كتاب رابطهء نزديك ندارد ، ولى از اين جهت قابل ملاحظه است كه از روى آن ، ميزان علاقه به جغرافيا را مشخّص مىتوان كرد ، زيرا اين رسائل در عرصهء تاريخ فرهنگى آن دوران اثرى برجسته است .
مغرب اسلامى به قرن دهم / چهارم ه . مؤلفات جغرافياى برجستهاى به وجود آورد كه بتواند رواج فراوان پيدا كند . مصر و مغرب و اندلس در زمينهء جغرافياى اقليمى سهم مؤثّر داشت كه به موقع از آن ياد كرديم ، ولى مؤلّفات عمومى بسيار كم بود و اهميّت چندان نداشت .
با كمى احتياط مىتوان كتاب مؤلّفى به نام اسحاق بن حسين را كه پانزده سال پيش به وسيلهء خانم آنجلا كوداتتسى منتشر شده به اين دوران نسبت داد . عنوان كتاب كه نشان تكلّف بسيار دارد چنين است : آكام المرجان فى ذكر المدائن المشهورة فى كلّ مكان . تنها نسخهء خطّى اين كتاب در ضمن مجموعهء معروف و اصيل ميلان است كه همهء نسخههاى خطّى آن از جنوب جزيرة العرب به جا مانده است . تا كنون هيچ گونه اطّلاعى دربارهء مؤلّف به دست نيامده 94 و چنين مىنمايد كه كتاب در اندلس تأليف شده و اين نكته را از تعبيرات لغوى خاصّ آن مىتوان دانست . 95 تحليل منابع كتاب كه ، بجز خانم ناشر ، مينورسكى و اوميناكوف نيز بدان پرداختهاند نشان مىدهد كه به احتمال قوى تأليف آن در نيمهء قرن دهم / چهارم ه . انجام گرفته است .
اين تاريخ را تا يك قرن بعد نيز مىتوان كشيد ، امّا به هر حال از سال 1062 / 454 ه .
نمىگذرد . 96 از مضمون كتاب معلوم مىشود كه متن اصلى نيست ، بلكه مختصرى از كتابى بزرگتر است كه انديشهء اساسى آن توصيف شهرهاى بزرگ بوده 97 و از جملهء رشتهاى از نوشتههاى جغرافيايى است كه بعدها مردم علاقهء فراوان بدان نشان دادند . ترتيب مطالب كتاب روشن نيست ؛ پس از مراكز دينى ، يعنى مكّه و مدينه و بيت المقدس ، از بغداد سخن مىرود و به دنبال آن از بلاد مشرق همچون عراق ، جزيرة العرب ، فلسطين ، ايران ، و ما وراء النّهر و سپس از مغرب همچون مصر ، مغرب ، و اندلس گفت و گو مىشود . از رم و قسطنطنيه نيز سخن هست ، و به علّتى
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٨٥