تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
سود ندهد ؛ گاهى بتان هند را توصيف كند و زمانى از عجايب سند و وقت ديگر از تفصيل خراج و درآمد سخن آرد . مطالب نا معلوم و مسائل دور از ذهن را ياد مىكند ، امّا ناحيه‌ها و ولايتها و وصف شهرها را نديده مىگيرد و از آن چيزى نمىگويد ، بلكه فقط راههاى شرق و غرب و جنوب و شمال را ياد مىكند با دشت و كوه و دره‌ها و تپه‌ها و جنگلها و رودها ؛ بدين جهت كتاب وى دراز شده و از بيشتر راهها و شهرهاى نكو غافل مانده است . 2 مقدّسى با همين لحن قاطع گويد كه كتاب ابن خرداذبه تنها مأخذ جيهانى بوده است : « آيا ننگرى كه كتاب خويش را بر آن بنياد كرده است ؟ » 3 در جاى ديگر يكى از نسخه‌هاى خود اين گفته را با دلايل عينى تأييد مىكند ؛ گويد : « و كتاب وى را در خزاين عضد الدّوله ديدم ، در هفت مجلّد كه عنوان نداشت ، ولى گفتند كه اين از ابن خرداذبه است . و به نيشابور دو مختصر ديدم با عنوان ، يكى از جيهانى و ديگرى از ابن خرداذبه ، كه مطالب همه يكسان بود و جيهانى اندكى افزوده بود . » 4 قبول اين پندار تنها به استناد گفتهء مقدّسى مشكل است ، زيرا مسلّم است كه قطعات باقيماندهء كتاب جيهانى معمولا با متن موجود ابن خرداذبه يكى نيست ؛ ولى اين نيز دليلى قاطع نيست ، زيرا چاپ دخويه از روى نسخهء مختصر شدهء ابن خرداذبه - يعنى تنها متن موجود كتاب - گرفته شده است . عجب نيست اگر نظر مقدّسى آلودهء به مبالغه و افراط باشد ، زيرا وى به سختگيرى دربارهء اسلاف خود شهره است . در عوض ، مسعودى در قضاوت معتدلتر است كه ضمن سخن از منابع خود دربارهء جيهانى گويد : « ابو عبد الله محمّد بن احمد جيهانى . . . كتابى تأليف كرده در وصف جهان و اخبار عجايب آن ، و شهرها و درياها و رودها و اقوام و مسكنهاشان و ديگر اخبار عجيب و قصه‌هاى دلپذير . » 5 و چون مسعودى بلا فاصله از ابن خرداذبه سخن آورده ، اگر ارتباط كتاب او با جيهانى چنان مىبود كه مقدّسى گفته ، در اين باب خاموش نمىماند . از همين اشارات كوتاه روش كتاب جيهانى را تشخيص توان داد كه با نخستين اثر از مكتب كلاسيك به يك دوران به وجود آمده ، امّا با آن گروه رابطه ندارد ، زيرا با جغرافياى رياضى ارتباط آشكار دارد و معمورهء زمين را به هفت اقليم تقسيم مىكند . با يقين كامل توانيم گفت كه كلمهء اقليم را به معنى كمربند پهنى به كار مىبرد كه معموره را از شرق به غرب مشخّص مىكند ، نه منطقهء جغرافيايى كه مفهوم كلمه در استعمالات مكتب كلاسيك است . نظر هونيگمان كه گويد قضيّه از انديشهء مقارنهء اقاليم با ستارگان مايه دارد در خور توجّه نيست . 6 يكى ديگر از تمايزات كتاب جيهانى از مكتب كلاسيك اين است كه به سرزمينهاى بيگانه