نماز را كوتاه كردم آن هم نه در سفر طاعات . ولى از فتواى فقيهان بيرون نرفتم و نماز را هيچگاه از وقت عقب نينداختم ، هر جا به راهى بودم و با شهر ديگر ده فرسخ و كمتر فاصله بود از كاروان جدا شدم و به ديدن آن رفتم ، و بسا شد كه به كسانى مزد دادم كه همراهم شوند و به شب رفتم تا پيش رفيقان باز توانم گشت با خرج مال و تحمّل محنت .
اين قطعه تا اندازهاى مقدّمهء معروف يعقوبى را به ياد مىآورد ، امّا اسلوب آن زندهتر است . پس از چند قرن به ابن بطوطه جهانگرد برمىخوريم كه مشاهدات وى از مقدّسى اگر بيشتر نبوده كمتر نبوده ، بلكه قلمرو سفرهاى وى گستردهتر بوده است ، ولى ابن بطوطه همه از سفرها سخن دارد و ، به خلاف مقدسى كه در آغاز كتاب خويش با مهارت فوق العاده از منابع خويش ياد كرده ، دربارهء منابع چيزى نمىگويد .
فصول مقدّمه بدين جا ختم مىشود . مؤلّف به سخن از مناطق مجهول و شهرها و نواحى ( شهرها و قصبات ) و جاهاى مسكون آن باز مىگردد . پس از آن از تقسيم زمين به هفت اقليم و محلّ قبله و وسعت دولت اسلام سخن مىرود ، و اين فصول بتقريب يك ششم كتاب است .
پس از آن خواننده به توصيف بلاد مىرسد كه در همهء صفحات كتاب با نظمى دقيق پيش مىرود . هنگام توصيف هر ناحيه ، مطلب سه قسمت نا برابر مىشود ؛ در قسمت اوّل از تقسيمات ناحيه و شهرها و جاهاى مسكون و آباد آن سخن مىرود ؛ قسمت دوم از آب و هوا ، كشاورزى ، قبايل ، لغت ، تجارت ، اوزان ، نقود ، عادات ، آبها ، معادن ، اماكن مقدّس ، اخلاق مردم ، وابستگى سياسى ، و خراج سخن دارد . و سومين قسمت به فاصلهها و راههاى ارتباطى مىپردازد . 85 آسان مىتوان ديد كه مقدّسى به جغرافياى طبيعى از قبيل توصيف كوهها و آبها كمتر توجّه دارد ، امّا در عوض براى نخستين بار مجموعهاى بىحساب از اطّلاعات دربارهء تجارت و عقايد و عادات به ما مىدهد . وصف مناطق از جزيرة العرب آغاز مىشود و با ذكر عراق ، آكور « 3 » شام ، مصر ، مغرب ، و صحراى شام قسمت اوّل كتاب به سر مىرود . قسمت دوم از مشرق آغاز مىشود كه مقدّسى آن را به سرزمين هياطله ، خراسان ، ديلم ، ارمنستان ( با آذربايجان ) ، خوزستان ، فارس ، كرمان ، سند ، و بيابان فارس تقسيم مىكند . چنان كه مىبينيم با وجود استطرادهاى مكرّر ، قسمت اساسى كتاب طبق روش معمولى مكتب كلاسيك پيش مىرود .
اسلوب مقدّسى نه تنها به قياس با اين مكتب ، بلكه در ميان كتابهاى كتابخانهء جغرافيدانان عرب نيز از همه مشكلتر است . اصطخرى اسلوبى ساده دارد و چون عربى زبان ملّى او نيست
هامش
( 3 ) أقور يا أثور ، منطقهء شمال عراق است ، به معناى جزيرهMesopotamia . -مترجم عربى .