تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
كمى مشكل است . ابن حوقل به تكلّف و سجع علاقه دارد ، امّا مقدسى در اين زمينه مبالغه مىكند ، زيرا با وجود تسلّط بر زبان به تصنّعى ملال انگيز دست مىيازد و نه فقط در مقدّمه و خاتمه بلكه در متن كتاب نيز ، با جهت و بىجهت ، به سجع ميدان مىدهد . متن مقدّسى پر از كلمات دشوار و مهجور است ، زيرا به كلمات نا مأنوس راغب بوده است . در خاتمهء يكى از فصول نخستين گويد : در هر اقليمى به زبان آنها سخن خواهيم داشت و به روش آنها بحث مىكنيم و از امثالشان مىآوريم ، تا زبان و رسوم اهل فهمشان را بدانى . اگر در جايى جز اقليمها باشيم به زبان شام سخن مىكنيم كه اقليم پيدايش و رشد من است . . . در اقليم مشرق با ملايمت سخن كنيم كه عربى آنها از همه درست‌تر است ، و آن را به زحمت آموخته و به تعليم فرا گرفته‌اند ، و در مصر و مغرب سخن ما ركيك و در ناحيهء هورها ( بطايح ) زشت است بدان جهت كه زبان قوم چنين است . 86 از متن كتاب معلوم مىشود كه مقصود او زبان عامّه نيست كه معمولا نويسندگان بدان توجّه ندارند ، بلكه تفاوت كلمات مكتوب در مناطق مختلف را منظور دارد . روشن است كه اين كار زبان و اسلوب مقدّسى را دشوار مىكند . شايد به همين جهت تا كنون كتاب وى چون ديگر آثار مكتب كلاسيك ترجمه نشده است . ترجمهء انگليسى كه در هند آغاز شد پيش از بحث مصر متوقّف ماند ، يعنى فقط يك پنجم كتاب ترجمه شد . در سلسله‌اى كه فران از ترجمهء مؤلّفات جغرافى شناسان عرب آغاز كرده بود ، مىخواست ترجمهء مقدّسى را به ويليام مارسه واگذارد ، و اين كار راهى تازه براى مطالعهء مقدّسى مىگشود ، زيرا مارسه نثر قديم عربى را بهتر از همهء معاصران خويش مىدانست ، امّا متأسّفانه اين فكر با مرگ فران به گور رفت . مقدّسى به حق خاتمهء مكتب كلاسيك و گروه جغرافى شناسان بزرگ قرن دهم است ، ولى شخصيّت وى چندان جذّاب و محبوب نيست ، اسلوب وى متكلّفانه است ، به علاوه ، خودپسندى فوق العادهء او گاه باعث ملال خواننده مىشود ، ولى فهم ، هوش ، اصالت ، نوآورى ، و دقّت ملاحظهء او را انكار نمىتوان كرد . بنا بر اين بايد هماهنگ با اشپرنگر و كرامرس او را يك جغرافى شناس بزرگ و يكى از نويسندگان بزرگ عرب به شمار آورد .