سرزمين آشنا نبوده نمىتوانسته همهء آنچه را كه براى او گفتهاند بفهمد ، با وجود اين ، مطالب او سودمند و گهگاه پر ارزش است .
مقدّسى در نتيجهء سفرهاى فراوان ، پرسشهاى بسيار ، و فعّاليّت فوق العاده در زمينهء نويسندگى و نقشه كشى ، در سن چهل سالگى به تأليف كتاب خود احسن التّقاسيم فى معرفة الأقاليم توفيق يافت . ظاهرا كتاب دو رو نويس داشته كه يكى به گفتهء مؤلّف مربوط به سال 985 - 986 / 375 ه . 72 بوده و رو نويس ديگر كه مورد استفادهء ياقوت قرار گرفته سه سال پس از آن تاريخ يعنى به سال 988 - 989 / 378 ه . به وجود آمده است . 73 از لحاظ اوضاع سياسى آن روزگار قابل ملاحظه است كه وى نسخهء اوّل را به سامانيان و دومى را به فاطميان پيشكش كرد و اين دو رو نويس به صورتى آشكار در دو نسخهء خطّى معروف در محافل علمى ، كه چاپ انتقادى كتاب بر بنياد آنها صورت گرفته ، به خوبى منعكس شده است . 74 سال وفات مؤلّف دقيقا معلوم نيست ، ولى ارجح اين است كه در اواخر قرن دهم و در حدود سال 1000 / 390 ه . درگذشته است .
مقدّسى در يكى از فصول مقدّمهء دراز ، و نيز در استطرادهاى متن كتاب كه جنبهء شخصى دارد ، از روش خود در كار تأليف سخن مىكند و بايد بگوييم كه در اين زمينه دقّت و نظم كافى داشته است . گويد :
بدان كه من اين كتاب را بر اساسى محكم نهادم و بر ستونهايى نيرومند تكيه دادم و هر چه توانستم به جست و جوى حقيقت كوشيدم و از فهم اهل خرد كمك گرفتم و از خداى عزّ و جلّ خواستم كه مرا از خطا و لغزش بر كنار دارد و به اميد و آرزو برساند . و اساس آن بر مشاهدات و مدركات و معارف من بر آمد و بنيان آن استوار شد كه بنا را بر روى آن بالا بردم و ستونها و ركنها را بساختم ، و هم از لوازم بنيان و استوارى اركان آن سؤالهاى بود كه دربارهء ناحيهها و ولايتها و نقاط دور كه وصول بدان مقدور نبود از مردم عاقل و موثّق و راستگوى مىكردم ؛ هر چه را كه مورد اتّفاقشان بود نوشتم و چيزها را كه مورد اختلاف بود رها كردم ، و به هر جا كه وصول بدان ضرورى مىنمود شتافتم ، و هر چه را به دلم ننشست و عقلم نپذيرفت به گوينده نسبت دادم يا گفتم « پنداشتهاند » ، و از مطالبى كه در خزانهء پادشاهان يافته بودم چيزها بدان افزودم . و هر كه پيش از ما بدين علم پرداخته به راه من نرفته و فوايدى را كه من خواستهام نجسته . . . اين مطالبى است كه از مؤلّفات اين رشته پس از جست و جو و طلب و زير و رو كردن خزانهها و كتابها به ما رسيده . و بكوشيديم تا جز به هنگام ضرورت چيزى را كه ديگران نوشتهاند ياد نكنيم و مطلبى را كه آنان آوردهاند به قلم نياريم ، تا حقّشان را ضايع نكنيم و از تصنيف آنان نرباييم . و برترى اين كتاب ما را نشناسد مگر آن كس كه كتابهاى آنان را ديده يا ولايتها را درنورديده 75 و اهل دانش و هوش باشد . و من خويشتن را
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٦٩