تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
اطلس اسلام است با مشخصات معيّن كه هميشه به وضعى تغييرناپذير بيست و يك نقشه پشت سر هم است : نخست نقشهء مدوّر جهان است و به دنبال آن نقشهء جزيرة العرب و درياى فارس و مغرب و مصر و شام و درياى روم ، سپس چهارده نقشهء ديگر كه نمودار مناطق ميانه و شرق جهان اسلام است يعنى الجزيره و عراق و خوزستان و فارس و كرمان و سند و ارمنستان - كه ارّان و آذربايجان را پيوست دارد - و جبال و گيلان با طبرستان و درياى خزر و صحراى فارس و سيستان و خراسان و ما وراء النهر . 48 در اين جمله هر يك از ولايتهاى ايران نقشهء جدا دارد ، در صورتى كه در ناحيهء مغرب مناطقى وسيعتر از ايران ، نقشه‌هاى كمترى دارد . و اين نكته مؤيّد نظرى است كه گويد اصل اطلس از ايران بوده است . هدف اطلس ، تصوير جهان اسلام بوده به همان معنى كه اصطخرى و ابن حوقل از كلمه منظور داشته‌اند ، و از فقره‌اى كه همين پيش نقل كرديم معلوم شد . 49 هنوز كيفيّت پيدايش اطلس اسلام به خوبى روشن نيست . اشپرنگر 50 و نالينو 51 به استناد اشاره‌اى مبهم كه در كتاب الفهرست هست 52 عقيده دارند كه نقشه‌هاى ابو زيد بلخى از نقشه‌هاى ابو جعفر خازن منجّم گرفته شده است ، ولى اين فرض بىاساس است ؛ زيرا ظاهرا خازن پس از سال 961 / 350 ه . در گذشته 53 يعنى سن وى به مراتب از بلخى كمتر بوده است ، به علاوه ، ميان اين نقشه‌ها و جغرافياى نجومى اصطخرى 54 و ابن حوقل 55 هيچ گونه رابطه‌اى نيست . افزون بر اين ، هيچ اثرى از تقسيم اقاليم هفتگانه كه از مكتب جغرافياى رياضى گرفته شده در آن وجود ندارد ، بلكه كلمه اقليم به معنى آن قطعهء جغرافيايى به كار مىرود كه نقشه آن را نشان مىدهد . نقشه‌هاى اين مجموعه از يكديگر مستقل است و نمىتوان از پيوستن آنها يك نقشهء عمومى به دست آورد . به علاوه ، نشانى از خطوط طول و عرض ندارد . و نكتهء ديگر به تأييد اين سخن آنكه به هيچ وجه تناسبى با نقشه‌هاى خوارزمى ندارد و شايد انگيزهء اساسى آن نشان دادن راههاى ارتباطى بوده است . ترتيب تقسيم اين نقشه‌ها اين فرض را پيش مىآورد كه همگى از يك اطلس ايران قديمى گرفته شده و دستكاريهاى مختصرى در آن شده تا با وضع آن روز جهان اسلام سازگار شود ، و سپس نقشهء جهان و دو دريا را به نقشهء اصلى افزوده‌اند ؛ و شايد اين نقشهء جهان با نقشهء مأمونى كه سابقا از آن سخن داشته‌ايم ارتباط داشته است . بقيّهء نقشه‌ها يا نقشهء ولايتهاى قديم دولت ساسانى است ، يا نقشهء سرزمينهايى كه مدّتى و به كيفيّتى تابع آن دولت بوده است ، همچون بلاد عرب ، ارمنستان ، سواحل درياى قزوين ، ما وراء النّهر ، و شايد سند . شام و فلسطين جزو سرزمينهاى دولت روم شرقى بود ، ولى از اين رو كه گذرگاه اساسى ارتباط ايران با ناحيهء غرب و درياى مديترانه به شمار مىرفته از ديد ساسانيان اهميّت خاص داشته است . از اين جا معلوم مىشود كه اطلس را در اصل براى امپراتورى قديم ساسانى كشيده‌اند و به منظور