حصر سخن به قلمرو اسلام 42 و چشم پوشيدن از مناطق خارج آن از مشخّصات مكتب كلاسيك جغرافيايى است . البتّه نويسندگانى همچون ابن خرداذبه ، يعقوبى ، ابن فقيه ، ابن رسته ، و مسعودى كوشيدهاند تا گزارشى منظّم از وضع جهان اسلام و سازمان ادارى و راههاى ارتباطى آن به دست بدهند ، ولى به ديار اسلام بس نكردهاند ، بلكه از مناطق نامسلمان نيز چون شرق دور و امپراتورى بيزانس سخن آوردهاند و به قصّههاى عجايب نيز توجّه داشتهاند . 43 مكتب كلاسيك اسلوبى سنگينتر داشته و به روش علمى دلبسته بوده ، ولى در عوض افق جغرافيايى خويش را محدود كرده است .
خصوصيّت دوم مكتب مذكور توجّه به نقشهها بوده است . ضمن سخن ، از نخستين رسالهء اين سلسله ، يعنى كتاب ابو زيد بلخى ، اشاره كرديم كه از يك نظر آن را توضيح مجموعهء نقشهها مىتوان دانست . معلوم است كه نقشههاى اين گروه همه يك روش دارد و كاملا همانند است ، زيرا در واقع مجموعهء دستكارى شدهاى از نقشههاى اطلس اسلام است . ولى كتابهاى جغرافيايى كه به دورانهاى بعد پديد آمده - بجز ادريسى - نقشههاى مستقلّى همراه دارد كه از يكديگر جداست . مقصود اين نيست كه در آن روزگار نقشههاى منطقهاى وجود نداشته ، زيرا از مدّتها پيش مسلمانان چنين نقشههايى داشتهاند . سابقا از نقشهء ديلم كه براى حجّاج بن يوسف ثقفى كشيده بودند سخن داشتم . نيز از نقشهء بطيحه يعنى منطقهء مردابهاى نزديك بصره كه به روايت بلاذرى 44 در مورد تقسيمات زمين به خليفه منصور تقديم شده اطّلاعاتى مبهم به جا مانده است . 45 صاحب الفهرست 46 گويد كه ثابت بن قرّة ، منجّم معروف ( متوفّى به سال 901 / 288 ه . ) ، يك نقشهء زمين ( صفة الدّنيا ) متعلّق به يك حرّانى ديگر را به خويشتن نسبت داده بود . مؤلّف اين نقشه را با چشم خود بر پارچهء دبيقى خام ديده كه رنگهاى آن به وسيلهء موم ثابت شده بود . روايتى همانند اين هست كه وقتى خزانهء المستنصر ، خليفهء فاطمى ( 1036 - 1094 / 427 - 487 ه . ) ، به غارت رفت نقشهاى به دست آمد كه به سال 964 / 353 ه . براى المعزّ لدين الله ، خليفهء فاطمى ، بر پارچهء شوشترى قلابدوزى شده و بلاد مختلف و كوهها و درياها و رودها و شهرها و راهها بر آن نمودار بود ، و نام آنها را با طلا و نقره و ابريشم دوخته بودند ، و چنان كه گفتهاند بيست و دو هزار دينار ارزش آن بود . 47 طبعا نمىتوان دربارهء وضع و نوع اين نقشهها چيزى حدس زد ، ولى بعيد نيست كه مردم محلّى آن را به وجود آورده باشند .
تعدادى نقشه كه در ضمن ترجمهء دستكارى شدهء محمّد خوارزمى از بطلميوس - كه پيشتر از آن سخن داشتهايم - آمده به خلاف اين بوده ، زيرا دانشوران چنان تصوّر كردهاند كه اين نقشهها تا حدّى مطابق روش بطلميوس بوده كه در محيط عربى فقط ادريسى طرفدار آن بوده است .
البتّه نقشههاى مكتب كلاسيك با اين نمونههاى بطلميوسى ارتباطى ندارد ، بلكه نمودار
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٦٥