تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
راهها و معبرها و بلاد هند و اسلام مجاور آن را ياد كردم . و از پى آن صورت آذربايجان را با شكل كوهها و راهها و رودهاى شيرين چون ارس و كر آوردم و درياچهء خلاط و درياچهء كبودان را كه هر دو به دريا پيوسته است رسم كردم و كوهستان قبق را در آن ثبت كردم و كوهها و ولايتها و محل شهرها را چنان كه هست تا آنجا كه كوير خراسان و فارس وارد حدود آن شده نشان دادم . نيز صورت ولايت جبل و ديلم و طبرستان را و آن قسمت از درياى خزر كه مجاور است با قسمتى از راههاى آن ( كه همه را نمىدانستم ) آوردم با صورت درياچهء طبرستان و جزيره‌اش و مصب آبها كه بدان مىريزد و كوههاى نزديك آن و آنچه قلمرو اسلام است تا حدود آن و آنچه جز آن است . نيز بيابان ما بين خراسان و فارس را با همهء راهها كه به نواحى مجاور آن مىرود و ولايتهاى سيستان و غور كه مجاور آن است با كوهها و مصب آبها تا درياچهء زره رسم كردم ، و خراسان را با همهء ولايتهاى آن از طخارستان و جبال باميان و طوس و قهستان را با همهء آبهاى جارى و كوههاى مشهور و كويرها و راههاى معروف تصوير كردم . و پس از آن رود جيحون و ماوراى آن را كه ولايت بخارا و سمرقند و اشروسنه و اسپيجاب و شاش و خوارزم است با همهء آبها و راههاى آن وانمودم . همهء آباد و باير زمين همين است كه به ممالك تقسيم مىشود ، و سر ممالك زمين چهار است ، آبادتر و نكوتر از همه كه سياست درست و آباديهاى فراوان و خراج بسيار دارد مملكت ايرانشهر است كه مركز آن اقليم بابل است كه مملكت فارس است ، و در ايام عجم حد اين مملكت معلوم بود و چون اسلام بيامد از هر مملكتى چيزى گرفت . از مملكت روم شام و مصر و مغرب و اندلس را گرفت و از مملكت چين ما وراء النهر را گرفت و اين ممالك عظيم را بدان پيوست . و ديگر مملكت روم است كه شامل حدود صقلابيان و مجاوران ايشان است از روس و سرير و الان و ارمن و پيروان نصرانيت . و مملكت چين كه شامل ديگر ولايت تركان و قسمتى از تبت و مردم بت پرست است . و مملكت هند كه شامل سند و كشمير و قسمتى از تبت و همكيشان آنها است . از ولايت سودان مغرب و بجه و زنگ و اقوام نظيرشان نيز سخن نياوردم ؛ كه نظم ممالك به ديانت و آداب و حكمتهاست و استوارى عمران به سياست درست است و اينان از اين خصال عارى مانده‌اند و از اين چيزها بهره ندارند كه شايسته باشد ممالكشان با ممالك ديگر ياد شود ، ولى بعضى سياهان مجاور اين ممالك ديانت و رسوم و حكمتها دارند و با مردم اين ممالك نزديكند ، چون نوبه و حبشه كه نصرانيند و بر مذاهب روميانند ، و پيش از اسلام به اقتضاى مجاورت به مملكت روم پيوسته بودند ، زيرا سرزمين نوبه مجاور ديار مصر است و حبشه بر ساحل قلزم است و ميان آن و مصر بيابانهاى معمور است كه معادن طلا دارد و از درياى قلزم تا مصر و شام