تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
با كتاب اصطخرى معلوم مىشود در قسمتهاى مربوط به مصر ، افريقا ، و اسپانيا ، و سيسيل دستكارى شده و به قسمتهاى عراق ، ارمنستان ، و ما وراء النهر نيز تغييرات عمده راه يافته ، ولى قسمت ايران دست نخورده مانده است . ابن حوقل در كتاب خويش به روش گذشتگان رفته ولى عرضهء مطالب دقيقتر است و بعضى از مسائل اساسى را توضيح كرده است . گفتار وى در اين مورد بر ديگر آثار جغرافيايى مكتب كلاسيك نيز صادق است كه گويد : قلمرو اسلام را اقليم به اقليم و ناحيه به ناحيه و ولايت به ولايت بيان داشتم و از ديار عرب آغاز كردم و آن را اقليمى به حساب آوردم ، زيرا كعبه آنجاست و مكّه كه امّ القرى و به نظر من مركز اقليمهاست . و از آن پس كه همهء كوهها و كويرها و راهها و رودهاى ديار عرب را كه به درياى فارس مىرسد رسم كردم ، از فارس سخن آوردم زيرا درياى فارس بيشتر ديار فارس را به‌بردارد ، و انحناى آن را بر ديار عرب رسم كردم ، زيرا درياى فارس از جزيرهء مسقط و از عمان ، از جايى كه آن را رأس الجمجمه گويند ، پنجاه فرسخ به سوى عرب تا مكّه و قلزم پيش مىرود ، سپس مغرب را ياد كردم و آن را در دو صورت كشيدم و از سرزمين مصر آغاز كردم تا مهديّه و قيروان و شهرهاى اندك كه در صحراهاى آن هست ، و بقيهء صورت را از قيروان و مهديّه تا سرزمين طنجه و از يلى كشيدم ، و شهرهاى ساحلى را بر كنار دريا رسم كردم ، و راههاى آن را به همهء نواحى از مشرق و مغرب و جهات ديگر نمودار كردم . سپس مصر را در دو صورت آوردم چنان كه در ترسيم مغرب معمول است ؛ و وضع شهرهاى آن را نسبت به آبهاى جارى و كوهها و خليجها و زبانه‌ها و پيوستگى و جدايى آن را نسبت به دريا و آب فيّوم كه به درياچهء اقنى و تنهمت مىريزد وانمودم . سپس شام و ولايتها و كوهها و آبها و رودها و درياى آن را با شهرهاى ساحلى و درياچهء طبريّه و درياچه زعر ، و تيه بنى اسرائيل و جاى آن را نسبت به شام تصوير كردم . آنگاه درياى روم و كيفيّت و شكل آن را با شهرها و ولايتها كه از جانب شرقى روم مقابل ديار مغرب هست با شهرهاى روم كه به قلوريه هست ، و خليجى كه از درياى روم به تنگهء محيط به قسطنطنيه مىرود ، و آبهاى ديار روم و رودهاى بزرگ و شهرهاى آن همه را نشان دادم ، و چون صورت اندلس را در شكلهاى مغرب آورده بودم به تكرار آن نپرداختم ، و از جزاير مسكون اين دريا هر چه را مورد نياز و معروف بود ياد كردم ، آنگاه ربيعه و مضر و بكر را كه عنوان جزيره دارد و وضع دجله و فرات را نسبت به آن با حدود و كوهها و راهها و ديگر احوال آن ياد كردم ، و به دنبال آن صورت عراق و آبها و هامونها و رودها را كه به دريا مىرود آوردم . خوزستان را نيز با حدود و رودها و وضع و حال آن همانند فارس با همهء درياچه‌ها و جاى شهرها و وضع خشكى و دريا و دشت و كوه و راهها و معبرها وانمودم . آنگاه ديار سند و شهرها و
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 161 | ابوالقاسم پاينده / ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى