تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
نمودارها را شرح داد ، اما مختصر كرد و مطالب مفيد و چيزهاى نافع را بتفصيل و ترتيب بياورد و بسيارى از شهرهاى بزرگ را ياد كرد و به ولايتها و ناحيه‌ها نرفت . مگر ندانى كه صاحب خراسان وى را به حضور خواند كه از او معاونت گيرد و چون به جيحون رسيد به دو نوشت اگر مرا به خاطر راى درستم خواسته‌اى راى من از عبور اين رود منعم مىكند . و چون نامهء وى را بخواند بفرمود تا به بلخ باز گردد . 4 از اين تحليل موجز به زحمت مىتوان توضيحى درآورد . فقط از دستكاريهاى بعدى كه در كتاب بلخى انجام شده و كيفيّت آن بسيار پيچيده است ، مىتوان كم و بيش شكل عمومى آن را به دست آورد . از ملاحظات مقدسى در موارد ديگر توان دانست كه اصل كتاب بلخى حتّى به دوران وى كمياب بوده است 5 و با آنكه ياقوت از وجود آن خبر داشته ولى تقريبا فقط به اصطخرى اشاره مىكند . شايد رونويسى از كتاب او داشته 6 و بعضى از اجزاى قديمى آن را از بلخى پنداشته است . پس از كنجكاوى دقيق معلوم شده كه بعضى از نسخه‌هاى خطّى ، كه در فهرستها و حتّى در متن كتاب به بلخى منتسب شده ، در واقع رونويسهايى از كتاب اصطخرى يا ابن حوقل بوده است . 7 براى قضاوت دربارهء دو نفر ديگر ، موادّ فراوان در دست است . بجز نسخه‌هاى خطّى كه اساس چاپ دخويه بود ، در سالهاى اخير تنها در استانبول دوازده نسخهء خطّى به دست آمده 8 كه بعضى از آنها بسيار كهن است . و همينها تجديد چاپ جلدهاى اوّل كتابخانهء جغرافيدانان عرب را ضرورى مىكند . بر خلاف نسخه‌هاى خطّى كه مطالب فراوان دربارهء آنها هست ، اطّلاعات ما دربارهء دو مؤلّف هنوز هم ناچيز و به هر حال خيلى كمتر از بلخى است . از نام يكيشان كه ابو اسحاق فارسى اصطخرى است توان دانست كه از مردم ايران ميانه بود و از مطالعهء كتاب وى معلوم مىشود كه سفر بسيار كرده و ما وراء النهر و ايران و جزيرة العرب و شام و مصر را ديده است . كتاب خود را به رسم قديم المسالك و الممالك نام داد و رونويس اوّل آن را در حدود سال 930 - 933 / 318 - 321 ه . ، كه ابو زيد بلخى زنده بود ، آماده كرد ولى كتاب وى بخصوص در مشرق به صورت طومارهايى انتشار يافت كه مبناى آنها رو نويس سال 950 / 340 ه . بود . اصطخرى مانند ديگر جغرافى نويسان اين مكتب فقط از توصيف جهان اسلام سخن دارد و آن را به بيست اقليم تقسيم مىكند ولى نه به معنى خاصّ اقليم ، يعنى كمربندى كه شامل تعدادى از درجات عرض است ، بلكه به معنى مناطق جغرافيايى وسيع يا نواحى . به دنبال گفت و گوى عمومى از ربع معمور و مساحت آن و درياها از وصف جزيرة العرب ، درياى