چين به بخارا آمد و ابو دلف فرصت را غنيمت شمرد و در راه بازگشت همراه آن از تركستان غربى و تركستان شرقى و تبّت گذشت و از راهى نا معلوم 40 به چين درآمد و از آنجا به هند رفت و از راه سيستان به ديار اسلام بازگشت . پس از آن به دربار صاحب ، اسماعيل بن عبّاد ، وزير آل بويه و اديب معروف ( متوفّى به سال 995 / 385 ه . ) ، به او برمىخوريم كه در آنجا قصيدهء عجيب ساسانيّه را انشا مىكند كه نمودارى از تعبيرات و شگردهاى اوباشى است كه در آن روزگار نام رفيع ساسانيان بر خود نهاده بودند . در همين سالها رسالهء ديگر خود را در توصيف مناظر آذربايجان و ارمنستان و ايران نوشت كه در جاى خود از آن سخن خواهيم داشت ، و شايد تأليف آن در نتيجهء تشويق صاحب بن عبّاد بوده است ، ولى ابو دلف نسخهء اوّل كتاب را به سامانيان پيشكش كرد كه در ما وراء النهر بر او منّت داشته بودند و ظاهرا روابط خود را با آنها نبريده بود .
سفرنامهء ابو دلف تا به روزگار اخير ، بىواسطه شناخته نبود . ياقوت با حفظ بسيارى از قطعات آن منّتى به گردن دانشوران داشت . قزوينى ، كيهان نگار معاصر كوچكتر وى ، كه بيدقّتى عادت اوست نيز از آن نقل كرده است . تحقيقات ووستنفلد ( 1842 / 1285 ه . ) و شلوتسر ( 1844 / 1260 ه . ) دربارهء رساله تقريبا به يك زمان آغاز شد و دومى آن را به آلمانى ترجمه و چاپ كرد كه نسبت به آن دوران ، كوششى شايسته بود . فرن خاور شناس نيز در اين باب شركت مؤثّر داشت . نخستين تحقيق جدّى دربارهء ابو دلف از علّامهء روسى گريگوريف است ، و نيز تحقيق روزن خاور شناس در هنگامى كه هنوز دانشجو بود ، 41 قدمى در راه مطالعهء موضوع به شمار مىرود . ولى استنتاج گريگوريف اطمينان بخش نيست ، زيرا مطالب ابو دلف را بسيار « آشفته » مىداند ، 42 و به عقيدهء او « اين داستان اساس واقعى ندارد ، بلكه مجموعهء مطالبى است كه خوانده يا از ديگران شنيده بوده است » . 43 گريگوريف همين نظريات را بدون تغيير به سال 1876 / 1293 ه . در سيزدهمين كنگرهء بين المللى خاور شناسان در پطرزبورگ تكرار كرد 44 و تا به روزگار ما نظر پذيرفته همين است . ماركوآرت نيز به تحقيق دربارهء خطّ سير ابو دلف تا پايتخت چين پرداخته است ( 1903 / 1321 ه . ) ، 45 و با آنكه بار تولد در مورد يكى از تحقيقات ماركوآرت از اهميّت بعضى از فرضيات او سخن آورد ، ولى بعدا اعتراف كرد كه قصّهء سفر « ساختگى » است و گفتار خود را چنين به سر برد : « تا زمانى كه داستان سفارت از طرف منبعى ديگر تأييد نشده باشد ، ارتباط سفر و انگيزههاى آن با حقايق تاريخى محتاج توضيح است » . 46 يكى از محقّقان متأخّر ، يعنى مينورسكى ، كه دربارهء اين اثر مطالعه كرده ، تقريبا به همين نتيجه رسيده . به نظر او سفرنامه سلسله وقايعى است كه با هم ارتباط ندارد و بعضى حقيقى و بعضى ديگر بافتهء خيال است ، 47 در گزارش مسير اشتباه و پيچيدگى بسيار ديده مىشود و ارزش واقعى
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٥١