تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
بر اساس يك سفر واقعى نبوده يا اينكه مجموعه‌اى از قصه‌هاست كه به دو نسبت داده‌اند . 57 جهانگردان عرب نه تنها از طرف مشرق بلكه از طرف مغرب نيز به اروپا رسيدند . در اين زمينه اثر معتبرى از ابراهيم بن يعقوب به جا مانده كه بكرى ، جغرافى شناس و اديب اندلسى قرن يازدهم / پنجم ه . ، و قزوينى ، كيهان نگار قرن سيزدهم / هفتم ه . ، قسمتى از آن را نگاه داشته‌اند . ابراهيم بن يعقوب يك دانشور يهودى اندلسى است كه به تجارت برده اشتغال داشته و به سال 965 / 354 ه . به جنوب آلمان سفر كرده و در ماگدبورگ 58 به ملاقات امپراتور اوتو نايل شده و اطّلاعاتى وسيع از امير نشينهاى صقلاب اروپاى وسطا در آن روزگار به جا نهاده و از چهار امير نشين بلغارستان ، لهستان ، چك ، و ناكون اوبدريتى سخن دارد ، و نيز تفصيلاتى رسا از بعضى از شهرهاى ساحلى يا نزديك ساحل فرانسه و هلند و آلمان به دست مىدهد . طبيعى است كه منبعى چنين مهم و منحصر به فرد مورد توجّه دانشوران آلمان و اسلاو قرار گرفته باشد كه زودتر از ديگران تحقيقاتى بسيار و متنوع دربارهء ابراهيم انجام داده‌اند . اساس همهء اين تحقيقات كتاب كونيك و روزن ( 1878 - 1903 / 1295 - 1321 ه . ) است كه هنوز هم در اين زمينه از همه بهتر است . قسمت اوّل تحقيق 59 شامل متن و ترجمه همهء مطالبى است كه در كتاب المسالك و الممالك بكرى دربارهء ابراهيم هست و دو نسخهء خطّى معروف آن وقت يكى از گايانگوس ، خاور شناس اسپانيولى ، و ديگرى نسخهء قسطنطنيّه مبناى كار بوده است . تحقيقات مكرّر گئورگ ياكوب از آغاز سال 1889 / 1306 ه . و نيز تحقيقات و ستبرگ در پايان قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم / چهاردهم ه . گامهاى ديگرى در اين زمينه بود . امتياز مهمّ ياكوب ، بجز تحليل عميق مطالب ، در اين است كه همهء مطالب قزوينى را دربارهء ابراهيم بدقّت مطالعه كرده ؛ به علاوه ، از يك نسخهء خطّى كه لاندبرگ به دست آورده بهره گرفته است . مقايسهء ميان قزوينى و بكرى اين انديشهء پيچيده را براى ياكوب پديد آورد كه دو شخصيّت عربى به آلمان سفر كرده‌اند . اين را فرضيّهء « ابراهيم - طرطوشى » ناميده‌اند و ياكوب مدت چهل و دو سال مصرانه طرفدار آن بود . 60 در صورتى كه اين فكر ، به خاطر شگفت انگيزى و دور از واقع بودن ، اعتراضات سختى به وجود آورد . خلاصهء انديشهء ياكوب چنين است : 61 بتقريب ، در يك زمان به صورت جداگانه ، فرمانروايان عرب دو سفارت به سوى دربار اوتوى اوّل فرستادند ؛ يكى از آن فاطميان بود كه از شمال افريقا و راه دريا سوى ايتاليا و جنوب آلمان رفت ، و ديگرى سفارت خليفهء قرطبه بود كه از اسپانيا به محاذات اقيانوس اطلس و درياى شمال حركت كرد و از بوردو ، روئن ، اوترشت ، شلسويگ ، پادربورن ، سست ، و فولدا گذشت و به ماينتس رسيد . با اين دو سفارت دو كس همراه بوده‌اند كه هر كدام سفرنامه‌اى به جا نهاده‌اند و اتفاقا هر دو نامشان ابراهيم بوده است : يك يهودى مغربى به نام
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 153 | ابوالقاسم پاينده / ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى