مىكرد . 26 به جغرافياى نجومى چندان توجّه نداشت . سابقا از نظريّهء عجيب او ، كه همهء شهرهاى بزرگ يك اقليم بر يك خطّ عرض جاى دارد ، سخن آورديم . 27 مؤلّفات مسعودى به سبب حجم بسيار رواج فراوان نمىتوانست يافت ، ولى كتاب كوچك وى شهرتى فوق العاده يافت كه همانند شهرت نام و روش تأليف وى بود . شايد به همين جهت انتساب كتابهاى مجعول به دو مكرّر شده كه معروفتر از همه كتاب اخبار الزّمان و عجائب البلدان يا مختصر العجائب و الغرائب است كه در كتابخانهء ملى پاريس نسخههاى مكرّر از آن هست و كارادووو به تحقيق دربارهء آن پرداخته است . 28 كتاب دو قسمت نامساوى است ؛ قسمت اوّل ، كه كمتر است ، از خلقت عالم و عجايب اقوام قديم سخن دارد و به افسانههاى مربوط به اقيانوس هند كه تا حدّى با كتاب عجائب الهند ارتباط دارد اهمّيّت خاص مىدهد ، و قسمت دوم از تاريخ داستانى مصر قديم سخن مىگويد ، امّا بر منابع يونانى يا روايات هيروگليفى تكيه ندارد . در بعضى از نسخههاى خطّى ، كتاب را به مسعودى نسبت دادهاند ، 29 امّا عقلا محال است كه اين كتاب از لحاظ موضوع و شكل از او باشد . به علاوه ، مسعودى در فهرست مؤلّفات خود از آن ياد نكرده و در آن قسمت از مروج الذهب كه سخن از مصر دارد ، از لحاظ نظم يا مطالب ، نشانى از كتاب مختصر العجائب نيست . 30 عامل ديگرى كه شناخت مؤلّف كتاب را پيچيدهتر مىكند اقتباساتى است كه در خِطَط مقريزى از آن شده و به ابراهيم بن وصيف شاه 31 منتسب شده است كه مؤلّفى است معروف و در آغاز قرن هفتم هجرى ( سيزدهم ميلادى ) مىزيسته و شهرت وى از كتابى در تاريخ مصر است كه قسمت اوّل آن چون مختصر العجائب رنگ داستانى دارد . در بعضى از نسخههاى خطّى ، حوادث آن تا به سال 1289 / 688 ه . مىرسد ، و گاه تا به سال 1517 / 932 ه . و كمى بعد امتداد مىيابد . از اين كتاب رونويسهاى مختلف هست كه عنوانهاى جداگانه دارد . 32 يك ترجمهء تركى از خلاصهء آن به عنوان جواهر البحور و وقايع الامور معروف است و حوادث آن را به قرن نوزدهم كشيده است .
روزن از تحليل نسخهء خطّى لنينگراد معلوم داشته كه كتاب از لحاظ تاريخ مصر قديم نمودارى از تعصّب قبطى است 33 و با وجود مشابهت موضوعات ، مختصر العجائب نمىتواند از وصيف شاه باشد ، زيرا تاريخهاى موجود آن از قرن دهم تجاوز نمىكند ، و اگر اين كتاب را تأليف وصيف شاه بدانيم توقف او روى اين تاريخ مشكوك به نظر مىرسد . 34 ظاهرا اين رونويس يكى از منابع اوست يا رونويس كتابى است كه وصيف شاه آن را دستكارى كرده است . اين كتاب از دير باز در اروپا معروف بود و واتيه به سال 1666 / 1077 ه . از روى يك نسخهء خطى كه بعدا مفقود شده ، آن را به فرانسه برگردانيده و به شخص ديگرى از بافتهء خيال خويش نسبت داده است . 35 همهء اين نكات معلوم مىدارد كه پيرامون روايات و نسخههاى مختلف اين كتاب
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٤٨