مىكرد و آن را به خويش منسوب مىداشت و كسى گوش بدان نمىداد و سوى آن توجّه نمىكرد ، آنگاه كتابى ناقصتر و كم فايدهتر از آن تأليف مىكرد و به عبد اللّه بن مقفّع يا سهل بن هارون منسوب مىداشت كه با شتاب نسخه از آن برمىداشتند ، فقط براى آنكه منسوب به متقدّمان بود ؛ و هم از اين جهت است كه مردم اين روزگار نسبت به معاصر خويش حسد مىبرند و دربارهء فضايل خاص وى همچشمى مىكنند . امّا اينان گروهى هستند كه بزرگان قوم به آنان اعتنا ندارند . رفتار صاحبنظران و نكته بينان مناط اعتبار است كه هر چيزى را به جاى خود شناسند و حقّ و انصاف را رعايت كنند ، متقدم را اگر ناقص باشد مزيّت ننهند ، و متأخّر را اگر برجسته باشد قدر نكاهند . و تصنيف كتب و تدوين علوم براى امثال اينان صورت مىپذيرد .
ذوق اديبانهء مسعودى ، از قضاوت وى دربارهء جاحظ در كتاب مروج الذّهب به خوبى نمايان مىشود كه گويد : 25 ابو الحسن مدائنى نيز تأليف بسيار داشت ، ولى وى هر چه را شنيده بود به قلم مىآورد . امّا تأليفات جاحظ ، با وجود عثمانى بودن وى ، زنگ از خاطر مىبرد و دلائل روشن را نمودار مىكند كه شيوهاى خوب و ترتيبى منظّم و عباراتى روان دارد و هر جا از ملالت خواننده بيم كند از جد به هزل رود يا از پس حكمتى بليغ نادرهاى ظريف آورد . جاحظ تأليفات نكو دارد ، كتاب البيان و التبيين از همه مهمتر است و در آنجا نظم و نثر و اشعار پخته و اخبار خوب و خطبههاى بليغ فراهم آورده كه اگر كسى همان را داشته باشد او را بس است ، و كتاب الحيوان و كتاب الطّفيليّين و كتاب البخلاء نيز از اوست و ديگر كتابهايش در نهايت كمال است .
خوب مىدانيم كه مسعودى با وجود اين دلباختگى ، منابع ادبى خود را دربست نپذيرفته ، بلكه به انتقاد آنها پرداخته است ، و از پيش ديديم كه با دقّت فراوان روايت جاحظ را دربارهء سند و نيل حلّاجى كرد و چگونه ، ضمن سخن از راهها ، مسائل مكتوب را با مشاهدات عينى مقايسه مىكرد و در موارد بسيار مىگفت كه كى و كجا به مسافران مشهور يا گمنام برخورده است . از جمله از ابو زيد سيرافى كه توصيف راه هندوستان و چين از اوست نام مىبرد .
چيزى كه بىنظمى مؤلّفات وى را تلافى مىكند اين است كه از روش تأليف رايج آن عصر در مورد جغرافياى علمى كور كورانه پيروى نمىكند بلكه به اطّلاعات جغرافيايى كه بواسطه از جهانگردان و بازرگانان گرفته اهميّت بسيار مىدهد . و اين قضيّه اتفاقى نبود ، بلكه معمول او بود .
توجّه كسان را به اختلاف مندرجات كتابها با مشاهدهء عينى دربارهء طول اقيانوس هند جلب
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٤٧