تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
كه در مورد اندلس گاه تفاوت نامهاى خاصّ و عام براى او روشن نبوده است . 16 ولى به هر حال به دوران خود از لحاظ اطّلاعات جغرافيايى در اوج بود و پيوسته براى تحصيل اطّلاعات تازه از مناطقى كه بدان سفر نكرده بود مىكوشيد . روشن تأليف وى بر اساس تقرير اديبانه است نه روايت مستند . به همين جهت از منابع خود كمتر ياد مىكند . بىگفت و گو عرصهء اطّلاع و مطالعهء وى وسيع بوده است ، ولى از روى عمد يا غفلت ، بخصوص در مطالب نژاد شناسى - و اين از نظر ما خسارتى جبران‌ناپذير است - از جغرافى شناسان سلف و اطّلاعاتى كه از آنها دارد به اختصار سخن مىكند ، و از مؤلّفان كتب المسالك و الممالك 17 همچون سرخسى و جيهانى ، كه كتاب او بر جاى نمانده ، و ابن خرداذبه ، كه او را نيك مىشناسيم ، نام مىبرد . از نام بردن كسانى كه به دوران وى منفور بوده‌اند باك ندارد ، مثلا به دنبال گفت و گو از جغرافى شناسان ، از كتاب النّواحى و الآفاق ، كه راوى اخبار بلاد و بسيارى از عجايب دريا و خشكى است نام مىبرد ، كه مؤلّف آن محمّد 18 بن احمد بن نجم ، معروف به ابن ابى عون كاتب 19 است كه يكى از پيروان شلمغانى ، زنديق معروف ، بوده و هر دو به سال 934 / 322 ه . اعدام شدند . 20 شايد به همين مناسبت مؤلّف كتاب الفهرست مانند بعضى ديگر از مورّخان آن روزگار وى را « ناقص العقل » شمرده است . 21 ياقوت ، جغرافى شناس قرن سيزدهم ، كتاب او را مىشناخته است . 22 مسعودى گفت و گو از اسلاف خود را با استطرادى جالب به سر مىبرد و ضمن آن از اهمّيّت مؤلّفان كهنه و نو سخن مىكند 23 و از خصومتهاى ادبى كه محافل اجتماعى آن دوران را متزلزل داشته ماهرانه پرده برمىدارد . گويد : و كسان ديگر كه نامشان را نياورديم ، هر كدام رنجى برده و كوششى كرده‌اند و بسيار باشد كه يكيشان چيزى يافته كه ديگرى نيافته است . ما در اين كتاب و كتابهاى سابق خودمان ، كه اين هفتم آنهاست ، اخبار و عجايب جهان را با دلايل و براهين آن از عقل و خبر و ديگر مطالب مشهور ياد كرده و به اقتضاى موضوع از اشعار براى آن شاهد آورده‌ايم . اگر چه روزگارمان از روزگار مؤلّفان سلف مؤخّر است اميدواريم كه در كار تصنيف از آنها وانمانيم ، و اگر آنها حق تقدّم دارند ما نيز فضيلت اقتدا داريم . تواند بود كه خاطرها توارد كند و به يك راه رود و باشد كه تأليف خلف از سلف نكوتر و پخته‌تر باشد ؛ كه تجربه آموخته و از خرده‌گيرى هراسان و از خطا گريزان است . و از اينجاست كه علوم پيوسته بسط يابد و نهايت ندارد ؛ كه خلف چيزها يابد كه سلف نيافته است و اين بىنهايت است و خدا - عز و جل - از اين خبر داده فرمايد : « و بالاى هر داننده‌اى دانايى هست » . 24 ولى عادت بسيار كسان تكريم سلف و احترام كتب قديم و مدح گذشته و ذمّ موجود است اگر چه مؤلّفات تازه فوائد بيشتر داشته باشد و بهرهء فزونتر دهد . ابو عثمان عمرو بن بحر جاحظ گويد كه وى كتاب منظّم پر مطلب تأليف
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 146 | ابوالقاسم پاينده / ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى