تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
مىآورد . وى كار ادارى را با علاقه به مسائل ادبى بياميخت و چند كتاب بر جاى گذاشت . در يكى از كتابهاى خود نظريه‌اى جسورانه دربارهء شعر ابراز مىكند كه با نظريّهء ابن معتزّ شباهت دارد و نفوذ فلسفهء يونان ، كه شايد قدامه طبق رسوم خاندان خود با آن آشنا بوده ، در آن نمايان است . تاريخ وفات وى به طور قطع معلوم نيست و محتملا به سال 922 يا 948 / 310 يا 337 ه . 57 و شايد درست ما بين اين دو تاريخ بوده است . قدامه كتاب جغرافيايى به معنى دقيق ندارد ، بلكه مقدّمه‌اى براى عمّال دولت دارد به نام كتاب الخراج و صنعة الكتابة كه نمىتوان دربارهء آن يك جا قضاوت كرد . ظاهرا تأليف كتاب در حدود 928 / 316 ه . 58 انجام شده و هشت قسمت بوده كه فقط چهار قسمت آن به ما رسيده كه جزو دوم كتاب است ؛ و از آن جمله قسمت مربوط به خراج چاپ شده است . وضع نسخهء خطى رضايتبخش نيست ، زيرا گاه و بىگاه نسخه پردازان ملاحظات و توضيحاتى بر آن افزوده‌اند . 59 جزء باقيمانده غالبا كتاب ابن خرداذبه را به ياد مىآورد ، زيرا بيشتر از همه به وصف راههاى پستى ( بريد ) و ولايات توجّه دارد و اطّلاعات مهمّى از تقسيمات زمين و خراج مىدهد . ذيلى در تاريخ فتوحات اسلام دارد كه از بلاذرى گرفته است . در متن كتاب اطّلاعاتى از جغرافياى رياضى و توصيف كوهها و رودها و هفت اقليم هست . نيز به نواحى مجاور جهان اسلام توجّه خاص دارد . به طور كلّى بهتر است قسمت چاپ شدهء كتاب قدامه را به منزلهء تكمله‌اى معتبر بر كتاب ابن خرداذبه به حساب آريم ، زيرا چون غالبا بر مدارك رسمى آن دوران تكيه داشته در بسيارى از موارد به تحقيق مطالب ابن خرداذبه كمك مىكند و تحقيقات اشپرنگر ( 1864 / 1281 ه . ) نشان اهميت فوق العاده‌اى در اين زمينه است . مقدّمه قسمت چاپ شدهء كتاب ، فكر روشنى از نقطهء نظر ، هدف ، و روش مؤلّف مىدهد 60 و از روى آن اهميّت نقش پست را در دولت عبّاسيان ، كه موضوع اصلى كتاب ابن خرداذبه و قدامه بوده است ، مىتوان شناخت . ابو الفرج گويد : بريد را ديوانى خاص بايد كه نامه‌هاى فرستادهء از همهء نواحى به صاحب آن رسد تا وى همه را به جاهايى كه بايد ، برساند و نامه‌هاى مديران پست و اخبار همهء نواحى را به خليفه عرضه كند ، يا فهرستى از آن فراهم آورد ، و در كار مأموران گوناگون پست و پرداخت مقرّريشان نظارت كند و مأموران ديگر شهرها را بگمارد . و مىبايد كه صاحب ديوان بريد مورد اعتماد خليفهء وقت باشد ، زيرا كار اين ديوان حاجت به مردم با كفايت و متفكر ندارد ، بلكه محتاج مردم موثّق و راز دار است . ترتيب كار ديوان همان است كه دربارهء ضبط احوال و اعمال ديوانهاى ديگر گفته‌ايم ، و صاحب اين ديوان بايد از وضع راهها و جاها چنان مطّلع باشد كه نيازمند مراجعه به ديگرى نباشد ، و هر اطّلاعى را كه خليفه خواهد ،