تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
از جهت ديگر نيز حق دارد كه كتاب ابن فقيه را عارى از نظم و ترتيب مىشمارد . براى اثبات اين قضيه كافى است كه عنوان فصلها و موضوعات قسمت اوّل كتاب را ياد كنيم : در خلقت زمين و درياها و عجايب آن ، فرق ميان چين و هند ، مكّه و كعبه ، طايف ، مدينه و مسجد آن ، فرق ميان تهامه و نجد ، يمامه و بحرين ، يمن ، تبدّل هزل به جدّ و جد به هزل ، در ستايش سفر ، مصر و نيل ، ولايتهاى واقع در جنوب آن ( نوبه و حبش و بجه ) ، مغرب ، مقدس ، دمشق ، عراق ، روم ، مدح آثار معروف و ذمّ آن ، كوفه و قلعهء خورنق ( با مجموعه‌اى از ملاحظات و شواهد تاريخى ) ، بصره ، فارس ، آذربايجان ، ارمنستان ، الخ . نمونه‌اى از حشوگويى و حاشيه رفتن وى كه مقدسى نيز بدان اشاره مىكند اينكه هنگام سخن از چشمهء آبى به نزديك همدان نخست از آب و ستايش آب شيرين سخن دارد و بعد مناظره‌اى ميان طرفدار عراق و ستايشگر همدان و بدگويى هر دو ياد مىكند و با رسوم سخن را به حبّ وطن مىكشاند و از استطراد اخير توان دريافت كه اصل ابن فقيه از همدان بوده است . پانزده سال پيش در شهر مشهد يك نسخهء خطّى به دست آمد كه شامل جلد دوم از رو نويس بزرگ كتاب ابن فقيه است و تقريبا از كوفه آغاز مىشود . شايد تحقيق و كنجكاوى دقيق دربارهء آن از مسائل تازه‌اى پرده‌بردار ، ولى انديشهء غالب اين است كه تصوّر كلّى دربارهء كتاب وى همان خواهد بود كه اكنون هست . اگر كتاب ابن فقيه از لحاظ جغرافيايى همسنگ مؤلّفات معاصر خود نيست ، از نظر تاريخ تمدن گاه ارزش بيشتر دارد ، زيرا نمونه‌اى از تمايلات و روشهاى ادبى جامعهء اسلامى روشنفكر را در آخر قرن نهم / سوم ه . به دست مىدهد . 47 ابن فقيه براى خاورشناسان روس ناشناس نيست ، زيرا بجز اطلاعاتى كه از تركستان و قفقاز مىدهد ، 48 راه عبور بازرگانان يهودى و روسى را نيز توصيف مىكند كه اين قسمت را از ابن خرداذبه نقل كرده است ؛ در اين باره چند بحث تحقيقى شده كه تحقيق كونيك از آن جمله است . 49 شايد نسخهء خطّى مشهد گوشه‌هايى از اين قضيّه را روشن كند . مورّخان روس جغرافى شناس ايرانى نژاد ، ابو على احمد بن عمر بن رسته ، را كه ده سال پس از ابن فقيه ميان سالهاى 903 - 913 / 290 - 300 ه . چيز نوشته بهتر از او مىشناسند . به نظر ماركوآرت كتاب وى به سال 923 / 310 ه . تأليف شده ، زيرا منبع اساسى كتاب ابن رسته كتاب جغرافياى جيهانى است كه به نظر ماركوآرت تأليف آن در حدود همين اوقات به سر رسيده است . 50 طبعا پذيرفتن اين نظر آسان نيست . بار تولد نيز در صحّت اين پندار كه ابن رسته قصّهء مربوط به روس را از ابن فضلان گرفته ترديد دارد . ظاهرا اين نظر قابل قبولتر است كه تأليف كتاب كمى پس از سال 903 / 290 ه . انجام يافته است 51 و كمتر كسى - مانند گذشته - سال 913 / 300 ه . را تاريخ تأليف مىداند . 52 ابن رسته را به وسيلهء كتاب كهنهء خولسون شناخته‌ايم 53 كه