تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
دربارهء عجايب كه مؤلّفان ديگر دلباختهء آن بوده‌اند بر كنار مانده است . مؤلّفان بعدى از كتاب يعقوبى نقل يا اقتباس كمتر كرده‌اند و آنچه شده به وسيلهء معاريف جغرافيا چون ادريسى و ياقوت بوده و نيز ابو الفدا كه آن را منبعى مهم و درخور اعتماد مىداند . بجز كتاب جغرافيايى ، يك تاريخ دو جلدى نيز از يعقوبى به جاى مانده كه در زمينهء تاريخ كتابى معتبر است . به علاوه ، به مطالب جغرافيايى يا ، به تعبير درست‌تر ، جغرافياى انسانى توجّه خاص دارد . به هر حال بنا بر مقدّمه‌اى كه قسمتى از آن را آورديم ، يعقوبى خويشتن را جغرافى شناس مىداند ، ولى عرصهء فعاليت ادبى وى چندان وسيع بوده كه با شعر نيز آشنايى داشته و اشعارى به دو منسوب است كه در مصر به هنگام ديدار طولونيان گفته است . 40 بر خلاف يعقوبى ، بلاذرى [ متوفى به سال 892 / 279 ه . ] به تاريخ بيشتر اهميّت مىدهد و در اين زمينه مقامى معتبر دارد ، زيرا خواسته است روش اصالت عمل را بر تاريخ تطبيق كند . وى يك فراهم آورندهء سادهء مطالب نيست بلكه مورّخ به تمام معنى است . بلاذرى در زمينهء جغرافياى تاريخى مطالبى مهم بر جا نهاده كه نمىتوان نام وى را در ضمن گفت و گو از نوشته‌هاى جغرافيايى نديده گرفت . وى نيز مانند دو معاصر خود - كه يادشان گذشت - وابسته به دربار خلافت بود ، ولى كارمند و الا مقام نبود ، بلكه مقامى فروتر داشت و مدرّس بود . يكى از شاگردان وى ، عبد الله بن معتزّ ، اديب و شاعرى نامى بود كه فقط يك روز خلافت كرد . آنچه دربارهء او گفته‌اند ، كه چون در خوردن ميوهء درخت بلاذر افراط مىكرد بلاذرى لقب يافت و جان بر سر اين كار نهاد ، در خور اعتنا نيست زيرا ميان عربان معمول نبود كه پس از مرگ لقب به كسى بدهند . به علاوه ، پدر بزرگ وى نيز همين لقب را داشته است . 41 كتاب فتوح البلدان ، تأليف كوچك بلاذرى ، كه از تاريخ دوران اوّل فتوحات اسلامى سخن دارد و متأسفانه خلاصه‌اى از كتاب بزرگ اوست ، از لحاظ جغرافيايى نيز مهم است . مضمون كتاب قصّهء پيكار [ حضرت ] محمّد [ ص ] بر ضد دشمنان پس از هجرت به مدينه است و جنگهاى ارتداد و فتح شام ، جزيره ، ارمنستان ، مصر ، مغرب ، عراق ، و فارس و يادآورى پاره‌اى حوادث دنبال آن . ارزش كتاب از اين جهت است كه يك تاريخ نظامى خشك نيست ، بلكه بلاذرى با دقّت تمام اخبار محلى را دربارهء مهاجرتها و بناهاى مشهور ياد مىكند و گزارشهاى بسيار در زمينهء تاريخ تمدّن ، از قبيل ورود زبان عربى به ديوان دولت و مطالب مربوط به خراج و سكّه و تاريخ خطّ عربى ، به دست مىدهد . بلاذرى بندرت از منابع مكتوب ياد مىكند ، و شايد به همين جهت تعدادى خطاهاى تاريخى در متن كتاب هست . براى ما در اتّحاد شوروى مطالبى كه دربارهء آذربايجان و ارمنستان آورده و به روسى نيز ترجمه شده خالى از اهميّت نيست . در سالهاى اخير ، چاپ انتقادى تاريخ بزرگ او انساب الاشراف ، كه محافل علمى مدتها