مغازى ، اخبار ، و سير گويند : « مختصر فلان كتاب » . و ما اين كتاب را مختصر اخبار ولايتها كرديم ، و اگر كسى از اخبار شهرى چيزى بيابد كه در كتاب ما نباشد ما سر آن نداشتهايم كه همه چيز را دربرداشته باشد و حكيم گويد : علم نمىجويم به طمع آنكه به كمال آن رسم و به نهايت آن مسلّط شوم ، بلكه خواهم آنچه را كه دانستنش ضرورى است و عاقل را خلاف آن كردن پسنديده نيست بدانم . و نام شهرها و ولايتها و بخشها و شهرها و ناحيهها و بخشهاى هر ولايت را با مردم آن و سران و حاكمانش از قبايل عرب و اقوام عجم و فاصلهء شهر از شهر و ولايت از ولايت را ياد كردم ، با تعيين اينكه از سرداران سپاه اسلام چه كسى و در چه سال و چه وقت آن را گشود و خراج آن چيست و دشت و كوه و خشكى و دريا و گرمى و سردى هوا و آب آن چگونه است . 32 يعقوبى به وعده وفا كرد و كتاب را بر طبق گفتهء خويش به سر برد ، و به طرحى كه براى تنظيم مطالب ريخته بود پابند ماند . امّا قالب كلّى كتاب تا حدّى ناهماهنگ است زيرا در توصيف بغداد و سامرّه چنان به تفصيل پرداخته كه ، بتقريب ، يك چهارم كتاب را گرفته ، و پس از فراغت از آن گويد :
از بغداد و سامره سخن آورديم و آغاز از آن كرديم كه شهر ملك و خانهء خلافت است ، و آغاز كار هر يك را بگفتيم . اكنون ساير ولايتها و فاصلهء هر ولايت و شهر را با ولايت و شهر ديگر بياريم به ترتيب اقسام چهارگانه كه اقطار زمين را تقسيم كردهاند ، يعنى مشرق و مغرب و وزشگاه باد جنوب كه قبله است و مطلع سهيل كه نزد حسابگران « تيمن » نام دارد و وزشگاه باد شمال كه كرسى بنات النّعش است و حسابگرانش « جدى » خواندهاند ؛ و هر ولايت را به ربعى كه بدان تعلق دارد و پيوسته به آن است توصيف مىكنيم و توفيق از خداوند است . 33 مؤلّف در همهء كتاب خود به اين روش ، يعنى توصيف به ترتيب جهات اصلى چهارگانه ، وفادار مانده است . قسمت اول شامل ايران و تركستان و افغانستان است با فصول جدا دربارهء حكّام خراسان و سجستان ؛ و دوّم شامل غرب عراق و غرب و جنوب جزيرة العرب است ؛ و سوّم شامل جنوب و شرق عراق و شرق جزيرة العرب و هندوستان و چين مىشود ؛ و چهارم بيزانس و مصر و نوبه و شمال افريقا . قسمتهاى سوم و چهارم كتاب در نسخهء خطّى نيست و خاتمهء كتاب ، در توصيف بصره و همهء توصيف ناحيهء شرقى جزيرة العرب و خوزستان و فارس و هند و همهء ناحيهء شمال و آغاز ناحيهء مغرب ، از ميان رفته است . 34
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٢٥