تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
و جالب آنكه ضمن آن فقط يك بار از سليمان سخن رفته است . 179 ولى فران 180 نظرها را به اين نكته جلب كرده است كه ابن فقيه قصّه‌ها را صريحا به سليمان نسبت مىدهد . 181 بنا بر اين قضيّهء تأليف قصّه‌ها به وسيلهء وى حتّى پنجاه سال پس از وفاتش مورد ترديد نبوده است . بيست سال بعد ، جهانگردى ديگر به نام ابن وهب 182 چيزهايى به قصّه‌هاى منسوب به سليمان افزوده است . وى نسب از قريش داشت و از اعيان و توانگران بود و به سال 870 / 257 ه . ، كه بصره به دست انقلابيان زنگ افتاد ، تصميم گرفت از سيراف به چين سفر كند و به اين كار توفيق يافت و به پايتخت چين رسيد كه در آن وقت خمدان ( يا سينانفو ) بود . توصيف وى از آن شهر اهميّت خاص دارد ، زيرا كمى پس از آن به سال 878 / 264 ه . در نتيجهء جنگ داخلى مستعمرهء عربى كانتون برچيده شد و در نتيجهء آن روابط ميان عرب و چين قطع شد 183 و آخرين بندرى كه كشتيهاى عرب بدان مىرسيد ، يعنى كل يا كلبره ، در شبه جزيرهء مالايا بود . 184 و رابطهء با چين سپس در نيمهء دوم قرن سيزدهم / هفتم ه . تجديد شد . 185 قصّه‌هاى سليمان و ابن وهب در آغاز قرن دهم / چهارم ه . به وسيلهء ابو زيد حسن سيرافى مدوّن شد 186 و به شكلى درآمد كه اكنون هست . خود سيرافى جهانگرد يا دانشور نبوده ، بلكه ظاهرا از دلبستگان اين گونه قصه‌ها بوده كه در آن روزگار جمع آورى مقدار فراوانى از آنها ، چه در سيراف ، زادگاه وى ، و چه در بصره ، دشوار نبوده است . مسعودى به سال 916 / 303 ه . او را ديده و با وجود آشفتگى نامها همه دلايل نشان مىدهد كه روايت ابن وهب را از او گرفته است . 187 يك نسخهء خطّى منحصر به فرد ، از متن ابو زيد سيرافى در پاريس موجود است . البتّه نسخه برداران مقدّمه‌اى بر آن افزوده‌اند كه به محتويات كتاب مربوط نيست . مشكل پيچيده‌تر آنكه عنوان سلسلة التّواريخ به نسخهء خطّى داده‌اند كه مطلقا با آن مناسبت ندارد . اثر مذكور از مدّتها پيش نظر دانشوران را جلب كرد و در سال 1718 / 1131 ه . ترجمهء آن به فرانسه منتشر شد ، و خيلى زود بعضى دربارهء آن ترديد كردند و بعضى ديگر آن را مجعول شمردند . تحقيق دربارهء اين مجموعهء قصّه به وسيلهء رنو انجام گرفت . در قرن بيستم نيز فران ، كه با ايجاد بنيانى استوار براى تحقيق در سفرهاى دريايى عربان به سوى مشرق منّتى به گردن دانش دارد ، دربارهء آن تحقيق كرده است . اين قصّه‌هاى دريايى ، سلسله‌اى منظّم شد و يكى از حلقه‌هاى آن قصّه‌هاى سندباد بود كه شهرتى جهانگير يافت ، و پيش از آنكه جزو مجموعهء بزرگ هزار و يك شب درآيد 188 وجود مستقل داشت . در اين اواخر به دلايل علمى ثابت شده است كه نبايد آن را از داستانهاى خرافى خالص بدانيم كه حوادث آن خارج از حدود زمان و مكان جريان دارد ؛ تحقيقات رنو ،