منسوب معلوم مىشود ، وى تاجر يا عالم نبود ، بلكه به گروه سپاهيان داوطلب ( متطوّعه ) مرزهاى اسلام وابسته بود كه شمارشان در مرزهاى خلافت ، بخصوص در آسياى ميانه ، فراوان بوده است . تميم ظاهرا به ماموريّت سياسى سوى خاقان تركان تغزغز رفته است . بار تولد تاريخ اين سفر را با كمى ترديد 139 به فاصلهء ميان سالهاى 760 - 800 / 143 - 184 ه . مىبرد . 140 ياقوت مهمترين قطعه از اين سفرنامه را نقل مىكند 141 كه به وسيلهء آن ، مؤلّف دو قطعهء ديگر كه در فرهنگنامهء ياقوت و كتاب ابن خرداذبه آمده شناخته شده است . بنا بر اين ابن خرداذبه 142 نخستين جغرافى شناس عرب است كه توصيف راه خشكى چين را روايت كرده است . 143 اثر تميم را به نزد بعضى ديگر از جغرافى شناسان چون ابو دلف و قدامه 144 و حتّى ادريسى 145 مىتوان يافت . تميم نخستين عربى است كه دربارهء قوم تغزغز اطّلاعاتى بر مبناى شناخت بىواسطهء آن قوم به ما مىدهد . 146 وى بجز اطّلاعات جالب از اين قبيله و ديگر قبايل ترك ، توصيفى از قامچو ، پايتخت تغزغز كه نزديك تورفان بود ، 147 مىدهد . نيز از سنگ باران به نزد تركان سخن دارد كه ياقوت به همين مناسبت روايت مفصّلتر آن را از مروزى ، كه ياد وى از پيش رفت ، نقل مىكند . 148 فرض ماركوآرت كه گويد تميم تركان اويغور را بر سواحل رود اورخون پيش از آنكه از آنجا هجرت كنند ديده است 149 در سالهاى اخير - پس از اطّلاع از نسخهء خطّى ابن فقيه كه در مشهد به دست آمده - به صحت گراييده ، زيرا كتاب مذكور قصّهء تميم را به صورتى مفصّلتر از ياقوت نقل كرده است . 150 سفر معروف سلّام ترجمان ( مترجم ) به نواحى شمال ، با نام خليفه الواثق قرين است كه از پيش به عنوان تشويق كنندهء سفرها از وى سخن داشتيم . اين سفرنامه نسبت به وطن شوروى ما اهميتى خاص دارد و عجب نيست كه بيش از دو قرن پيش نسبت بدان توجه داشتهايم و باير ، يكى از نخستين آكادميسينهاى ما ، در اولين جزو شرحهاى آكادميايى دربارهء سلّام ترجمان چيز نوشته است . 151 در هفتاد سال اخير نظر محافل علمى در مورد سلّام تغيير چندانى نيافته است زيرا گر چه اشپرنگر از سال 1864 / 1281 ه . آن را يك « گمراه كردن عمدى » شمرده 152 و گريگوريف ، 153 ولى مينورسكى در سال 1937 آن را حكايتى خرافى دانستهاند كه در آن چندين نام جغرافيايى آمده است ؛ 154 اما نبايد آراى مخالف آن را نديده گرفت ، زيرا از سال 1888 / 1306 ه . دخويه 155 اين سفر را واقعهاى تاريخى و ترديدىناپذير شمرده كه در خور توجّه دانشوران است ، 156 و توماشك متخصّص مؤثّق جغرافياى تاريخى ، نيز نظر او را تأييد كرده است . 157 هم اكنون و اسيليف ، دانشمند بيزانس شناس ، عقيده دارد كه مىتوان گفت سلّام روايتهاى محلّى را كه در نقاط مسافرت خود ديده براى خليفه نقل كرده است . 158 چنان مىنمايد كه اين نظر اخير موجّه است ، ولى سفرنامه را ، مانند همهء آثار ديگر از اين قبيل ،
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١١٢